X
تبلیغات
قدرتمندترین سایت دانلود رایگان نرم افزار - احکام روابط دختر وپسر

قدرتمندترین سایت دانلود رایگان نرم افزار

اراده از آن مرد کور نیرومندی است که بر دوش خود مرد شل بینایی را می برد تا او را رهبری کند

احکام روابط دختر وپسر

خصوصيات‌ ازدواج‌ موقت‌

     باتوجه‌ به‌ اينكه‌ بسياري‌ از دختران‌ وپسران‌ بخاطر رسم‌ ورسومهاي‌ غلط‌كشورمان‌ و مخارج‌ بالاي‌ ازدواج‌ و سپس‌ مخارج‌ بالاي‌ زندگي‌ نمي‌توانندازدواج‌ دائم‌ كنند و از طرفي‌ از نظر ايماني‌ آنچنان‌ قوي‌ نيستند كه‌ بتوانندصبر داشته‌ باشند،براي‌ اينكه‌ بتوانند ذهن‌ خود را با ارتباط‌ با يك‌ نفر جنس‌مخالف‌ آرامش‌ بخشند بدون‌ اينكه‌ با دين‌ ورسم‌ ورسومات‌ خانوادگي‌ خودمخالفت‌ كرده‌ باشند بايد رضايت‌ دختر وپدرش‌ را براي‌ ازدواج‌ موقت‌ ياصيغه‌ بدست‌ بياورند.

     در اين‌ نوع‌ ازدواج‌ غير از مهريه‌ كه‌ معمولا پايين‌ است‌ هيچ‌ خرج‌ ديگري‌به‌ گردن‌ دختر وپسر نيست‌.

     مرد عهده‌ دار نفقه‌ نيست‌.چون‌ دختر در خانه‌ پدرش‌ وپسر هم‌ در خانه‌پدرش‌ زندگي‌ مي‌كند نيازي‌ به‌ تهيه‌ مسكن‌ نيست‌.بلكه‌ دختر وپسر در شبانه‌روز ساعتي‌ كنار هم‌ مي‌باشند وبعد هر يك‌ به‌ خانه‌ خود مراجعه‌ مي‌كنند.

     چه‌ در موقع‌ عقد و چه‌ در هنگام‌ پايان‌ يافتن‌ مدت‌ صيغه‌ نيازي‌ به‌ حكم‌دادگاه‌ نمي‌باشد.

     اين‌ عقد مورد حمايت‌ اسلام‌ وشرع‌ وقانون‌ است‌.

     عقد اين‌ صيغه‌ را خود دختر وپسر مي‌توانند بخوانند.

     مي‌توانند توافق‌ كنند كه‌ ارتباط‌ محدود باشد وبه‌ نزديكي‌ نيانجامد واگربعد هردو راضي‌ شدند مي‌توانند نزديكي‌ نمايند واگر فرزندي‌ متولد شدحلال‌ زاده‌ بوده‌ واحكام‌ فرزند ازدواج‌ دائم‌ را دارد.

     نزديكي‌ در اين‌ ازدواج‌ پاداش‌ اخروي‌ دارد و براي‌ هر نزديكي‌ ثواب‌ يك‌كافر كشتن‌ را به‌ شخص‌ مي‌دهند.

     عدّه‌ اين‌ ازدواج‌ تقريبا45روز است‌ كه‌ دختر بعد از پايان‌ يافتن‌ صيغه‌،تاتقريبا 45روز نبايد با كسي‌ ديگر ازدواج‌ موقت‌ يا دائم‌ نمايد وبعد از اين‌مدت‌ مي‌تواند دوباره‌ با پسر سابق‌ يا شخصي‌ ديگر ازدواج‌ موقت‌ كند.

عبارت‌ صيغه‌:

عبارت‌ عربي‌ صيغه‌ ازدواج‌ موقت‌ بشرح‌ زير است‌:

     بعد از اينكه‌ سر مهريه‌ و مدت‌ ازدواج‌ توافق‌ شد ابتدا زن‌ به‌ مردمي‌گويد:زوجّتُك‌ نفسي‌ في‌ المدة‌ الملومة‌ علي‌ المَهر المعلوم‌

و بلافاصله‌ مرد بگويد:قبلت‌ُ.

و اگر مرد وزن‌ نتوانند به‌ عبارت‌ عربي‌ صحيح‌ بخوانند به‌ هر لفظي‌ كه‌صيغه‌ را بخوانند صحيح‌ است‌ و لازم‌ هم‌ نيست‌ كه‌ وكيل‌ بگيرند اما بايدلفظي‌ بگويند كه‌ معني‌«زوجّت‌ُ و قبِلت‌ُ» بفهماند.

      اگر نتوانند عربي‌ بخوانند زن‌ به‌ زبان‌ فارسي‌  بگويد:«خودم‌ را بتوتزويج‌ كردم‌ در مدت‌ معلوم‌ بر مهريه‌ معلوم‌ »و مرد بلافاصله‌بگويد«قبول‌ كردم‌»

با خواندن‌ اين‌ عقد همراه‌ با رضايت‌ دختر و پدر دختر(اگر دختر پدر نداردفقط‌ رضايت‌ خودش‌ شرط‌ است‌)دختر و پسر به‌ هم‌ محرم‌ مي‌شوند و همه‌موانع‌ قانوني‌ وشرعي‌ بين‌ آن‌ دو برطرف‌ مي‌شود.

3-چگونه‌ از ارتباط‌ نامشروع‌ دوري‌ نمائيم‌؟

اسلام‌ براي‌ حفظ‌ تعادل‌ غريزه‌ جنسي‌، رابطة‌ زن‌ و مرد را به‌ قيودي‌ مقيدساخته‌ است‌ كه‌ رعايت‌ آنها به‌ سلامت‌ جامعه‌ كمك‌ مي‌نمايد و عدم‌رعايت‌ آنها، باعث‌ انحراف‌ و عاقبت‌ اضمحلال‌ آن‌ جامعه‌ مي‌شود. از جملة‌اين‌ قيود و ضوابط‌ :

 

1ـ محارم‌:

باتوجه‌ به‌ اينكه‌ افرادي‌ بخاطر قرابت‌ و خويشي‌ مجبورند در يك‌ جا زندگي‌كنند، اسلام‌ افرادي‌ را به‌ هم‌ محرم‌ ساخته‌ است‌ كه‌ از يك‌ طرف‌ معاشرت‌اين‌ افراد با هم‌ به‌ دليل‌ عدم‌ رعايت‌ وجوب‌ حجاب‌ زن‌، سخت‌ و مشقت‌آور نباشد و از طرفي‌ با ممانعت‌ از ازدواج‌ اين‌ افراد با هم‌، روابط‌خويشاوندي‌ سالم‌ از بين‌ نرود.

علاقه‌ اين‌ افراد به‌ هم‌ علاقه‌ خويشاوندي‌ و فاميلي‌ است‌. مثل‌ علاقه‌ پدرومادر نسبت‌ به‌ فرزند و علاقه‌ برادر نسبت‌ به‌ خواهر و000غيره‌.

 

2ـ حرمت‌ زنا

علاوه‌ بر ممنوعيت‌ رابطه‌ جنسي‌ با محارم‌، ارتباط‌ با جنس‌ مخالف‌ بدون‌عقد شرعي‌، زنا محسوب‌ شده‌ و حرام‌ و ممنوع‌ است‌.

«وَ لا' تَقْرَبُوا الزِّن'ا اِنَّه‌ُ ك'ان‌َ ف'احِشَة‌ً وَ س'اءَ سَبيلاً».

«به‌ زنا نزديك‌ نشويد زيرا زنا فحشاء و بد راهي‌ است‌».

در سفر معراج‌، در هنگام‌ بازديد از جهنم‌، پيغمبر(ص‌) ديد كه‌:

«عده‌ اي‌ از زنها را به‌ سينه‌هايشان‌ آويزان‌ كرده‌ بودند وعده‌اي‌ ديگر را بانخ‌ و سوزن‌ آتشين‌، بدنهايشان‌ را مي‌دوختند. از جبرئيل‌ در باره‌ اينان‌پرسيدم‌ فرمود:اينها زناكار بوده‌اند».

پيغمبر(ص‌) به‌ علي‌(ع‌) فرمود:

«زنا داراي‌ سه‌ اثر بد دنيوي‌ و سه‌ اثر بد اخروي‌ است‌: اثرات‌ دنيوي‌ زناعبارتند از: رسواشدن‌، كوتاهي‌ عمر و قطع‌ روزي‌ (روزي‌ حلال‌). واثرات‌ اخروي‌ آن‌: سختي‌ حساب‌، خشم‌ خداوند و ابدي‌ بودن‌ در جهنم‌است‌».

«يكي‌ از علماء مي‌گويد: مشاهده‌ كردم‌ كه‌ هفته‌اي‌ يكبار خانمي‌ در حرم‌اميرالمؤمنين‌(ع‌) براي‌ زنها استخاره‌ مي‌گيرد. من‌ از يكي‌ از خادمين‌ حرم‌خواهش‌ كردم‌ كه‌ آن‌ زن‌ را نزد من‌ بياورد تا چند سؤال‌ از او بپرسم‌. خانم‌ رانزدم‌ آوردند، از او پرسيدم‌: شما چگونه‌ استخاره‌ مي‌گيريد؟ جواب‌ داد: باتسبيح‌ و با كمك‌ حضرت‌ ابوالفضل‌(ع‌)! وقتي‌ از او توضيح‌ خواستم‌، گفت‌:من‌ زني‌ بيوه‌ هستم‌ كه‌ چند بچه‌ دارم‌. از بي‌ پولي‌ چندبار تصميم‌ به‌ اعمال‌ناشايست‌ گرفتم‌، ولي‌ هربار منصرف‌ شدم‌ و تقوا پيشه‌ نمودم‌. يك‌ دفعه‌آخر خيلي‌ بمن‌ فشار آمد و ديگر نزديك‌ بودم‌ كه‌ آلوده‌ شوم‌ ولي‌ باز منصرف‌شدم‌ و به‌ حرم‌ حضرت‌ ابوالفضل‌(ع‌) رفتم‌ و سه‌ روز در آنجا اعتصاب‌ غذانمودم‌ و از حضرت‌ تقاضاي‌ كمك‌ نمودم‌.

در عالم‌ رؤيا حضرت‌ عباس‌(ع‌) بمن‌ فرمود: برو و در حرم‌ پدرم‌اميرالمؤمنين‌ (ع‌) براي‌ زنها استخاره‌ بگير!

گفتم‌: من‌ اين‌ كار را بلد نيستم‌!

فرمود: ما كمكت‌ مي‌كنيم‌.

من‌ هم‌ هفته‌اي‌ يك‌ بار به‌ اينجا مي‌آيم‌ و استخاره‌ مي‌گيرم‌ و حضرت‌ هم‌مطالبي‌ كه‌ لازم‌ است‌ به‌ افراد بگويم‌، بر زبانم‌ جاري‌ مي‌كند. و مردم‌ هم‌درعوض‌ بمن‌ مزد مي‌دهند!»

3ـ سرپرستي‌ مرد نسبت‌ به‌ خانواده‌

اسلام‌ مرد را رئيس‌ و سرپرست‌ خانواده‌ مي‌داند و وظيفة‌ او را رفع‌احتياجات‌ خانواده‌ و اداره‌ امور مختلف‌ دانسته‌ و اطاعت‌ از دستورات‌ او را(اگر بر خلاف‌ دستورات‌ خدا و رسول‌ او نباشد) از طرف‌ اعضاي‌ خانواده‌،لازم‌ مي‌داند.

«مردان‌ سرپرستي‌ و كارگذاري‌ زنان‌ را برعهده‌ دارند، بخاطر برتري‌ كه‌خداوند بعضي‌ (مردان‌) را بر بعضي‌ (زنان‌) داده‌ است‌، و به‌ خاطر نفقه‌اي‌كه‌ از اموالشان‌ مي‌پردازند».

«پيغمبر(ع‌) فرمود: اگر زن‌ از خانه‌ خارج‌ شود در حالي‌ كه‌ شوهرش‌ از اوناراضي‌ باشد، تمام‌ فرشتگان‌ او را لعنت‌ مي‌كنند تا زماني‌ كه‌ به‌ خانه‌برگردد».

و در سخن‌ ديگر فرمود:اگر شوهر از زنش‌ ناراضي‌ باشد، عبادتهايش‌ قبول‌نمي‌شود تا زماني‌ كه‌ شوهر از او راضي‌ شود.

4ـ زن‌ مسئول‌ امور خانه‌ :

از طرفي‌ اسلام‌ مسئوليت‌ اداره‌ خانه‌ وامورخانه‌داري‌ را به‌ عهده‌ زن‌ گذاشته‌است‌. آنچنان‌ كه‌ پيغمبر(ص‌) فرمود:

«زن‌ سرپرست‌ خانة‌ شوهرش‌ بوده‌ و مسئول‌ است‌».

باتوجه‌ به‌ روايات‌ معصومين‌(ع‌)، متوجه‌ مي‌شويم‌ كه‌ از نظر اسلام‌، خوب‌است‌ زن‌ به‌ اموري‌ مشغول‌ شود كه‌ تماس‌ اورا با جنس‌ مخالف‌ محدودسازد. مثلاً جهاد از زنان‌ برداشته‌ شده‌ است‌ و تهيه‌ آذوقه‌ و مسكن‌ و لباس‌ به‌عهدة‌ مرد قرار دارد.

عيادت‌ مريض‌ و تشييع‌ جنازه‌ و بقيه‌ امور اجتماعي‌ كه‌ براي‌ مردان‌ بسيارسفارش‌ شده‌ است‌، براي‌ زنان‌ سفارشي‌ از طرف‌ بزرگان‌ دين‌ نشده‌ است‌،بلكه‌ به‌ زنان‌ رخصت‌ داده‌ شده‌ است‌ كه‌ در اين‌ امور شركت‌ نكنند. امّا از آن‌طرف‌ براي‌ اداره‌ امور منزل‌ و مشغول‌ شدن‌ به‌ تربيت‌ كودكان‌ و تعليم‌ وآموزش‌ و رفع‌ احتياجات‌ شوهر بسيار سفارش‌ شده‌ است‌. به‌ چند حديث‌در اين‌ زمينه‌ توجه‌ نمائيد:

«روزي‌ رسول‌ خدا(ص‌) در جمع‌ اصحاب‌ و ياران‌ نشسته‌ بودند كه‌ اسماءبنت‌ يزيد انصاري‌، به‌ حضور پيغمبر(ع‌) رسيد و عرض‌ كرد: من‌ نماينده‌زنان‌ هستم‌ تا از شما سؤالي‌ بپرسم‌، و اين‌ فقط‌ سؤال‌ زنان‌ انصار و مدينه‌نيست‌ بلكه‌ هيچ‌ زني‌ در شرق‌ و غرب‌ عالم‌ نيست‌ مگر اينكه‌ وقتي‌ سؤال‌مرا بشنود، آن‌ را مي‌پذيرد. پس‌ من‌ در حقيقت‌ نماينده‌ همة‌ زنان‌ عالم‌هستم‌! پدر و مادرم‌ و خودم‌ فداي‌ شما اي‌ رسول‌ خدا!

حقيقتاً خداوند شمارا به‌ پيامبري‌ بسوي‌ زنان‌ و مردان‌ مبعوث‌ نمود، ماهم‌ به‌ تو و خدايت‌، ايمان‌ آورديم‌، و بدرستي‌ كه‌ ما زنان‌، خانه‌ نشينين‌ ودر حجاب‌ و محدود هستيم‌. غرائز جنسي‌ شما مردها را برطرف‌ مي‌كنيم‌و فرزندان‌ شما را بزرگ‌ مي‌نمائيم‌! آن‌ وقت‌ شما مردها چند امتياز بر مازنها داريد: شما در نماز جمعه‌ و جماعت‌ و عيادت‌ مريضها و تشييع‌جنازه‌ و حج‌ پياپي‌ و از همه‌ بالاتر در جهاد شركت‌ مي‌كنيد! وقتي‌ يكي‌ ازشما براي‌ حج‌ و عمره‌ و جهاد، خارج‌ مي‌شويد، ما اموال‌ شما را حفظ‌مي‌كنيم‌، لباسهاي‌ شما را مي‌بافيم‌، بچه‌هاي‌ شما را بزرگ‌ مي‌كنيم‌ درحالي‌ كه‌ در اجر و ثواب‌ كارهاي‌ شما شريك‌ نيستيم‌!

در اين‌ موقع‌ حضرت‌ با تمام‌ صورت‌ به‌ اصحابش‌ متوجه‌ شد و فرمود: آياشما تاكنون‌ زني‌ اين‌ چنين‌ ديده‌ايد كه‌ به‌ اين‌ خوبي‌ مسائل‌ دينش‌ رابپرسد؟

اصحاب‌ گفتند: ما فكر نمي‌كرديم‌ زني‌ به‌ اين‌ مرتبه‌ برسد!

سپس‌ پيغمبر به‌ طرف‌ آن‌ زن‌ توجه‌ كرد و فرمود: اي‌ خانم‌! خوب‌ بفهم‌ و به‌همة‌ زنان‌ اعلام‌ كن‌! بدرستي‌ كه‌ خوب‌ شوهرداري‌ كردن‌ زن‌ و جلب‌رضايت‌ شوهر و موافق‌ او عمل‌ نمودن‌، مساوي‌ و معادل‌ همة‌ اين‌ كارهاي‌خيري‌ است‌ كه‌ مردان‌ انجام‌ مي‌دهند!

آن‌ زن‌ درحالي‌ كه‌ زبان‌ رابه‌ لا اله‌ الاّ اللّه‌ بلند كرده‌ بود نزد
زنان‌ برگشت‌.»

5 ـ حجاب‌ زن‌:

» «و به‌ زنان‌ با ايمان‌ بگو: چشم‌ از نگاه‌ به‌ مردان‌ اجنبي‌فروبندند و عفت‌ خويش‌ را حفظ‌ كنند و زينت‌ خود را جز آنچه‌ آشكاراست‌، ظاهر نسازند، و بايد اطراف‌ روسريهاي‌ خود را به‌ سينه‌هايشان‌بياندازند و زينت‌ خويش‌ را آشكار نكنند مگر براي‌ شوهرانشان‌ يا پدران‌و پدر شوهران‌ يا پسران‌ و يا پسر شوهران‌ و يا برادران‌ و يا خواهرزادگان‌ ويا برادر زادگان‌ و يا زنان‌ و يا غلامان‌ و يا افراد ناتوان‌ از شهوت‌ همچون‌پيرمردان‌ كه‌ به‌ زنان‌ تمايلي‌ ندارند و يا كودكاني‌ كه‌ از اسرار زنان‌ خبرندارند و مبادا پاي‌ خود را به‌ زمين‌ بكوبند تا آنچه‌ از زينتشان‌ پنهان‌ است‌،ظاهر شود. و اي‌ گروه‌ مومنان‌! همگي‌ بسوي‌ خدا توبه‌ كنيد شايد رستگارشويد».

«در آية‌ فوق‌ چهار حكم‌ بيان‌ شده‌ است‌:

1ـ زنها نبايد زينتهاي‌ پنهان‌ خود را (مانند گوشواره‌، خلخال‌، موي‌ سر،لباسهاي‌ زينتي‌) آشكار نكنند، مگر آن‌ مقدار كه‌ طبيعتاً آشكار است‌(مانند انگشتر، خضاب‌ دست‌ و...).

2ـ بايد دامنة‌ روسري‌ يا مقنعه‌ را بر روي‌ سينه‌ و گردن‌ بيندازند.

3ـ زينتهاي‌ خود را فقط‌ براي‌ دوازده‌ نفر مي‌توانند آشكار كنند (البته‌ عموو دائي‌ در آيات‌ ديگر آمده‌ است‌).

4ـ موقع‌ راه‌ رفتن‌ پاهاي‌ خود را بر زمين‌ نزنند تا زينتها آشكار شود (وباعث‌ جلب‌ توجه‌ نامحرم‌ گردد، مثل‌ كفشهاي‌ پاشنه‌ بلند كنوني‌ وخلخالهاي‌ زمان‌ پيامبر(ص‌)).

«از امام‌ ششم‌(ع‌) پرسيدند: كدام‌ قسمت‌ بدن‌ زن‌ براي‌ نامحرم‌ ديدنش‌حلال‌ است‌؟ فرمود: صورتش‌ و دو پايش‌ و دو دستش‌».

زن‌ گوهري‌ است‌ كه‌ بايد خود را از دستبرد نامحرمان‌ دور نگه‌ دارد. زني‌ كه‌ باحجاب‌ در كوچه‌ و خيابان‌ ظاهر مي‌شود، هم‌ ارزش‌ خود را بالا مي‌برد و هم‌آسيبي‌ به‌ سلامت‌ رواني‌ و اخلاقي‌ جامعه‌ وارد نمي‌كند. و خانمي‌ كه‌رعايت‌ حجاب‌ اسلامي‌ را نمي‌كند هم‌ ارزش‌ خود را پائين‌ مي‌آورد و هم‌مانند ميكربي‌ است‌ كه‌ ديگران‌ را آلوده‌ و مريض‌ مي‌كند.

شهيد مطهري‌ نظراتي‌ در مورد حجاب‌ دارد كه‌ به‌ بعضي‌ از آنها اشاره‌مي‌شود :

«ريشة‌ اصلي‌ واجب‌ بودن‌ پوشش‌ براي‌ زن‌ در اسلام‌، اين‌ است‌ كه‌ اسلام‌مي‌خواهد انواع‌ لذتهاي‌ بصري‌ و لمسي‌ و انواع‌ ديگر لذت‌ جنسي‌، محدودبه‌ محيط‌ خانواده‌ و در كادر ازدواج‌ اختصاص‌ يابد و اجتماع‌ منحصراً براي‌كار و فعاليت‌ باشد. برخلاف‌ سيستم‌ غربي‌ كه‌ كار و فعاليت‌ را با لذت‌جوئي‌هاي‌ جنسي‌، بهم‌ مي‌آميزند».

«علت‌ اينكه‌ دستور پوشش‌ اختصاص‌ به‌ زنان‌ يافته‌ براي‌ اين‌ است‌ كه‌ ميل‌به‌ خودنمائي‌ و خودآرائي‌ مخصوص‌ زنان‌ است‌. از نظر تصاحب‌ قلبها ودلها، مرد شكار و زن‌ شكارچي‌ است‌ همچنانكه‌ از نظر تصاحب‌ جسم‌ وتن‌، زن‌ شكار و مرد شكارچي‌ است‌! ميل‌ زن‌ به‌ خودآرائي‌ از اين‌ نوع‌ حس‌شكارچي‌گري‌ او ناشي‌ مي‌شود».

«اسلام‌ نمي‌گويد كه‌ زن‌ از خانه‌ بيرون‌ نرود و نمي‌گويد كه‌ حق‌ تحصيل‌ علم‌و دانش‌ را ندارد، بلكه‌ علم‌ و دانش‌ را فريضة‌ مشترك‌ زن‌ و مرد دانسته‌ است‌.اسلام‌ فعاليت‌ اقتصادي‌ خاصي‌ را براي‌ زن‌ تحريم‌ نمي‌كند.اسلام‌ هرگزنمي‌خواهد زن‌ بيكار و بي‌عار بنشيند و وجودي‌ عاطل‌ وباطل‌ بار آيد.پوشاندن‌ صورت‌ و دستها، مانع‌ هيچ‌ گونه‌ فعاليت‌ فرهنگي‌ يا اجتماعي‌ يااقتصادي‌ نيست‌. آنچه‌ موجب‌ فلج‌ كردن‌ نيروي‌ اجتماع‌ است‌، آلوده‌ كردن‌محيط‌ كار به‌ لذت‌ جوئي‌هاي‌ شهواني‌ است‌».

يكي‌ از ايرادات‌ به‌ مسئلة‌ حجاب‌ اين‌ است‌ كه‌ حجاب‌ موجب‌ سلب‌ حق‌آزادي‌ كه‌ يك‌ حق‌ طبيعي‌ بشري‌ است‌ مي‌گردد ونوعي‌ توهين‌ به‌ حيثيت‌انساني‌ زن‌ بشمار مي‌رود. در جواب‌ بايد گفت‌ كه‌ فرق‌ است‌ بين‌ زنداني‌كردن‌ زن‌ و بين‌ موظف‌ داشتن‌ او به‌ اينكه‌ در مواجه‌ شدن‌ با مرد بيگانه‌،پوشش‌ داشته‌ باشد. اگر رعايت‌ پاره‌اي‌ از مصالح‌ اجتماعي‌، زن‌ يا مرد رامقيّد سازد كه‌ در معاشرت‌ روش‌ خاصي‌ را اتخاذ نمايند و طوري‌ راه‌ بروندكه‌ آرامش‌ ديگران‌ را بر هم‌ نزنند و تعادل‌ اخلاقي‌ را از بين‌ نبرند، چنين‌مطلبي‌ را زنداني‌ كردن‌ و سلب‌ آزادي‌ نمي‌نامند. چطور اگر مردي‌ با بدن‌برهنه‌ از خانه‌ بيرون‌ آيد، پليس‌ جلو او را مي‌گيرد و به‌ عنوان‌ عمل‌ منافي‌حيثيت‌ اجتماعي‌ او را جلب‌ مي‌كند، اين‌ كار پليس‌ را ضد آزادي‌ و زنداني‌كردن‌، تلقي‌ نمي‌ كنند!

رسولخدا(ص‌) در معراج‌، در هنگام‌ بازديد از جهنم‌ ديدند كه‌:

«زني‌ را به‌ موي‌ سرش‌ آويزان‌ كرده‌ بودند و او مغز سرش‌ را مي‌جويد! ازجبرئيل‌ در باره‌ او پرسيدم‌ فرمود: او در دنيا موي‌ سر خود را از نامحرم‌نمي‌پوشانده‌ است‌.»

6ـ نگاه‌ و چشم‌ چراني‌

اگر زن‌ و مرد بتوانند كنترل‌ چشم‌ خود را بطور صد در صد در اختيار داشته‌باشند، از بسياري‌ از گناهان‌ و انحرافات‌ مصون‌ مي‌مانند. لذا خداوندفرموده‌ است‌:

«قُل‌ْ لِلْمُؤمِنين‌َ يَغُضُّوا مِن‌ْ اَبْصارِهِم‌ وَ يَحْفَظُوا فُرُوجَهُم‌ ذ'لِك‌َ اَزْكي‌' لَهُم‌ اِن‌َّاللّه‌َ خَبيرٌ بِما يَصْنَعُون‌. وَ قُل‌ْ لِلْمُؤْمِنات‌ِ يَغْضُضْن‌َ مِن‌ْ اَبْصارِهِن‌َّ وَ يَحْفَظْن‌َفُرُوجَهَن‌َّ».

«به‌ مردان‌ مؤمن‌ بگو كه‌ چشمان‌ خود را بپوشانند و اندامهاي‌ خود را ازحرام‌ حفظ‌ كنند كه‌ اين‌ برايشان‌ پاكيزه‌تر است‌. و به‌ زنان‌ مؤمنه‌ بگو كه‌چشمهاي‌ خود را بپوشانند و اندامهاي‌ خود را از ناروا حفظ‌ نمايند».

درحديث‌ از پيامبر(ص‌) است‌ كه‌ فرمود:

«لكل‌ عضو من‌ ابن‌ آدم‌ حظ‌ من‌ الزنا فالعين‌ زناه‌ النظر»

«هر يك‌ از اعضاي‌ فرزندان‌ آدم‌ حظ‌ و بهره‌اي‌ از زنا دارد كه‌ زنان‌ دو چشم‌نگاه‌ كردن‌ است‌».

در عصر ما برّنده‌ترين‌ اسلحة‌ دشمن‌، تصاوير غير اخلاقي‌ است‌.انسانهابراي‌ اينكه‌ از طريق‌ چشم‌ لذت‌ ببرند، پولهاي‌ زيادي‌ را صرف‌ تهيه‌تصاوير مستهجن‌ چه‌ از طريق‌ ماهواره‌ و چه‌ از طريق‌ اينترنت‌ و ويدئو وابزارهاي‌ ديگر مي‌نمايند.

و هنگامي‌ كه‌ چشم‌ اين‌ صحنه‌هارا ديد، دلش‌ هواي‌ آن‌ را مي‌كند و اي‌ بساكه‌ زمينة‌ انحرافات‌ ديگر را فراهم‌ كند.

گاهي‌ براي‌ شخص‌ اين‌ گونه‌ تصور مي‌شود كه‌ مي‌توان‌ همچو گناهاني‌ را دراين‌ كشور و در اين‌ شهر انجام‌ داد. بدنبال‌ افراد مثل‌ خود مي‌رود و مجالس‌پارتي‌ و رقص‌ و غيره‌ تشكيل‌ مي‌دهد و مقدمه‌اي‌ مي‌شود براي‌ مفاسد وانحرافات‌ بزرگتر.

بعنوان‌ مثال‌ باندي‌ را گرفتند كه‌ دختران‌ و پسران‌ را به‌ محلي‌ كه‌ انواع‌ مفاسددر آنجا مهيّا بود، دعوت‌ مي‌كردند. سپس‌ در حالي‌ كه‌ آنان‌ به‌ شهوات‌نامشروع‌ مشغول‌ مي‌شدند، از آنها فيلم‌ و عكس‌ تهيه‌ مي‌كردند و بعد ازچند روز سراغ‌ او مي‌رفتند و مي‌گفتند كه‌ ما فيلم‌ كارهاي‌ خلاف‌ شماراداريم‌. بايد اين‌ مبلغ‌ را بما بدهي‌ و الاّ اين‌ فيلم‌ را در اختيار پدر و مادر وهمسر و ديگر اقوامت‌ قرار مي‌دهيم‌! و خلاصه‌ وارد معركه‌هاي‌ خطرناكي‌مي‌شوند كه‌ در آن‌ قتل‌ و تجاوز و تهديد و سرقت‌ و غيره‌ چيز عادي‌ بشمارمي‌رفت‌ ..

ز دست‌ ديده‌ و دل‌  هر دو فريادهر آنچه‌ ديده‌ بينه‌ دل‌ كنه‌ ياد

بسازم‌ خنجري‌ نيشش‌ ز فولادزنم‌ بر ديده‌ تا دل‌ گردد آزاد

رسول‌ خدا(ص‌) فرمود:

«اَلنَّظَرَة‌ُ سَهم‌ٌ مَسْمُوم‌ٌ مِن‌ْ سِهام‌ِ ابليس‌».

«نگاه‌ به‌ نامحرم‌، تيري‌ از تيرهاي‌ مسموم‌ شيطان‌ است‌».

گفته‌اند شخصي‌ بود چشم‌چران‌ كه‌ درب‌ مغازه‌ خود در حالي‌ كه‌ به‌ هر زن‌ ودختري‌ كه‌ عبور مي‌كرد تا جائي‌ كه‌ مي‌توانست‌ نگاه‌ مي‌نمود، ذكر لا اله‌ الاّاللّه‌ مي‌گفت‌! يك‌ روز يك‌ نفر مشتري‌ نزد او آمد و از اين‌ حالت‌ مغازه‌دار باخبر شد. جنسي‌ را خواست‌ و مغازه‌دار رفت‌ تا جنس‌ را بياورد. در اين‌ حين‌خانمي‌ عبور كرد. مغازه‌دار جنس‌ را آورد و دست‌ مشتري‌ داد. مشتري‌گفت‌: شما كه‌ رفتيد اين‌ را بياوريد، يك‌ لا اله‌ الاّ اللّه‌ عبور كرد!

او جواب‌ داد: عجب‌ سبحان‌ اللّه‌!.

پيامبر(ص‌) فرمود:

«اگر از آسمان‌ بيفتم‌ و دو نيم‌ شوم‌ برايم‌ بهتر است‌ كه‌ به‌ عورت‌ شخصي‌نگاه‌ كنم‌ يا شخصي‌ به‌ عورت‌ من‌ نظر نمايد!».

 

7ـزينت‌ وآرايش‌:

اگر چه‌ خودآرايي‌ غريزه‌ طبيعي‌ زن‌ ومرد است‌ ولي‌ اين‌ غريزه‌ در زن‌ بيشتراست‌ ودوست‌ دارد كه‌ زيبائي‌ او مورد توجه‌ قرار گيرد.آثار اين‌ غريزه‌ رامي‌توان‌ در آراستن‌ لباس‌،آرايش‌ مو،انتخاب‌ لباسهاي‌ نازك‌ ورنگهاي‌ مهيّج‌وغيره‌ مشاهده‌ نمود.

از نظر اسلام‌ زينت‌ وتجمل‌ زن‌ بايد فقط‌ براي‌ شوهرش‌ باشد.او در مقابل‌شوهرش‌ مي‌تواند زيباترين‌ لباس‌ وغليظ‌ ترين‌ آرايش‌ را بكار برد و هر دفعه‌از نوعي‌ زينت‌ وخودنمائي‌ استفاده‌ نمايد.حتّي‌' مي‌تواند خود را درمقابل‌ اوبرهنه‌ كند.براي‌ شوهرش‌ برقصدو... ودر اين‌ راه‌ محدوديتي‌ وجودنداردوامّاآرايش‌ وزينت‌ براي‌ غير شوهر مخصوصاً در خارج‌ از خانه‌ ،براي‌او حرام‌ وممنوع‌ مي‌باشد.

در حديث‌ نبوي‌ است‌ كه‌ درمعراج‌ وقتي‌ پيغمبر(ص‌) از جهنم‌ ديداركرد،افرادي‌ را ديد كه‌ معذبند از جمله‌ فرمود:

«زني‌ را ديدم‌ كه‌ گوشت‌ بدن‌ خود را مي‌خورد.از جبرئيل‌ در باره‌ او سؤال‌كردم‌.فرمود: او در دنيا خود را براي‌ ديگران‌ آرايش‌ مي‌نموده‌ است‌. زني‌ راديدم‌ كه‌ گوشت‌ بدنش‌ را مي‌بريد! فرمود: او زني‌ بود كه‌ خود را به‌ مردان‌عرضه‌ مي‌كرد.»

 همچنين‌ در روايات‌ از اينكه‌ زن‌ عطر زده‌ از خانه‌ خارج‌ شود ،منع‌ شده‌است‌ ازجمله‌ پيغمبراكرم‌(ص‌) فرمود:

«هر زني‌ كه‌ عطر بزند و از خانه‌ خارج‌ بشود،تا زماني‌ كه‌ برگردد در لعن‌ملائكه‌ خواهد بود.»

8ـ شبيه‌ كردن‌ زن‌ خود را به‌ مردان‌:

پوشيدن‌ لباسهاي‌ مردانه‌ به‌ تهييج‌ قواي‌ جنسي‌ زن‌ ومرد كمك‌ مي‌كند. زن‌شايسته‌ است‌ در برابر مردان‌ و پسران‌ (غير از شوهر) لباسهائي‌ بپوشد كه‌برجستگيهاي‌ بدن‌ او را بپوشاند.

حال‌ اگر زني‌ لباسهاي‌ مردانه‌ بپوشد، آنوقت‌ چشمهاي‌ زيادي‌ را بطرف‌ خودجلب‌ مي‌كند و باعث‌ فتنه‌هاي‌ زيادي‌ مي‌شود. بطوري‌ كه‌ گاهي‌ بعضي‌ ازمحارم‌ مثل‌ برادر و دائي‌ و غيره‌ را تحت‌ تأثير خود قرار داده‌ و كار به‌ جاهاي‌باريك‌ مي‌كشد و آبروهاي‌ خيلي‌ را برباد مي‌دهد! همان‌ گونه‌ كه‌ دركشورهاي‌ غربي‌، از ناحيه‌ پدر و مادر و بقيه‌ محارم‌، ارتباطات‌ نامشروع‌ بافرزندان‌ برقرار كرده‌اند.

9ـ خلوت‌ با نامحرم‌:

با توجه‌ ميل‌ زن‌ و مرد به‌ جنس‌ مخالف‌، هركجا كه‌ اين‌ دو تنها باشند، باعث‌تهييج‌ غريزه‌ جنسي‌ شده‌ و زمينه‌ اعمال‌ خلافي‌ را فراهم‌ مي‌كند.پيغمبراكرم‌(ص‌) فرمود:

«بپرهيزيد ازسخن‌ گفتن‌ بازنان‌! زيرا اگر مردي‌ با زني‌ نامحرم‌ (بدون‌حضور شخصي‌ از محارم‌) خلوت‌ كند، بطرف‌ آن‌ زن‌ تحريك‌ مي‌شود وبه‌ او رغبت‌ مي‌كند».

حتّي‌ در احكام‌ شرعي‌ است‌ كه‌ اگر در مسجدي‌ فقط‌ يك‌ مرد ويك‌ زن‌هستند،نبايد آنجا نماز بخوانند زيرا خلوت‌ با نامحرم‌ ممنوع‌ است‌.

اين‌ محدويتها بمنزلة‌ رياضت‌ نيست‌ بلكه‌ شخص‌ ميتواند از راهاي‌ صحيح‌با جنس‌ مخالف‌ خود ازدواج‌ كند وهزچقدر كه‌ بخواهد ازلذتهاي‌ جنسي‌شرعي‌ استفاده‌ نمايد.

البته‌ بعد از اينكه‌ خليفة‌ دوم‌ ازدواج‌ موقت‌ را ممنوع‌ نمود،متاسفانه‌ اين‌ممنوعيت‌دركشورما تبديل‌ به‌ يك‌ رسم‌ وفرهنگ‌ شدبطوريكه‌ درحال‌حاضر ازدواج‌ موقت‌ ويا بقول‌ معروف‌،صيغه‌ از زناهم‌ گاهي‌ شنيعتروزشت‌تر بحساب‌ مي‌ت‌يد.درحاليكه‌ درمان‌ مشكلات‌ جنسي‌ جواناني‌ كه‌بعللي‌ نمي‌توانند ،ازدواج‌ دائم‌ داشته‌ باشند، در صيغه‌ نهفته‌ است‌.لذا درسخن‌ بزرگان‌ دين‌ از صيغه‌ بسيار مدح‌ وتعريف‌ شده‌ بطوريكه‌ شخصيكه‌صيغه‌ مي‌كند از اول‌ صيغه‌ تاپايان‌ مدت‌ آن‌،برايش‌ حسنه‌ وثواب‌ نوشته‌مي‌شود.زيرا صيغه‌ جلو زنا را مي‌گيرد.مخارج‌ ازدواج‌ را به‌ پائين‌ترين‌ حدتنزل‌ مي‌دهد.مسئوليت‌ دادن‌ نفقه‌ توسط‌ شوهر را كه‌ از عهده‌ بسياري‌ ازجوانان‌ خارج‌ است‌ از دوش‌ مرد بر مي‌دارد.آنان‌ را از پاي‌ ماهواره‌هاوويدئوها ومجالس‌ حرام‌ دور مي‌كند.به‌ آنان‌ آرامش‌ روحي‌ مي‌دهد.ميل‌ به‌غرب‌ را درانسان‌ از بين‌ مي‌برد.ميلي‌ كه‌ گاهي‌ بخاطر حسرت‌ خوردن‌ به‌آزاديهاي‌ جنسي‌ غرب‌ در بعضي‌ جوانان‌ شكل‌ گرفته‌ است‌.

از صرف‌ ثروتهاي‌ كلاني‌ را كه‌ در راههاي‌ نامشروع‌ جنسي‌ صرف‌ شدممانعت‌ مي‌نمايد.زنان‌ بيوه‌اي‌ را كه‌ دچار عقده‌هاي‌ ناشي‌ از عدم‌ اشباع‌غريزه‌ جنسي‌ هستند درمان‌ مي‌كند واز گرفتارشدن‌ جوانان‌ بدام‌ زنان‌ومردان‌ ايدزي‌ وناسالم‌ جلوگيري‌ مي‌كند ودهها اثر مفيد ديگر را مي‌توان‌ ازآثار اشاعه‌ فرهنگ‌ صيغه‌ نامبرد.مردم‌ ما همانطور كه‌ با انقلاب‌اسلامي‌،تحول‌ بزرگي‌ در فرهنگ‌ اين‌ كشور بوجود آوردند،بايد دراين‌ زمينه‌هم‌ به‌ دستورات‌ مراجع‌ وعلماء دلسوز گوش‌ دهند وعمل‌ كنند تا تهاجم‌فرهنگي‌ دشمن‌ بي‌ اثر شود وجوانان‌ از اين‌ معضل‌ بزرگ‌ اجتماع‌ نجات‌يابند.دشمنان‌ گويا به‌ اين‌ مشكل‌ پي‌ برده‌اند لذا يكي‌ از ابزارهايشان‌ براي‌ضربه‌ زدن‌ به‌ انقلاب‌ اسلامي‌،ايجاد ميل‌ به‌ زن‌ ويا زنگرائي‌ است‌ كه‌ توسط‌ستون‌ پنجم‌ دشمن‌ كه‌ همان‌ نويسندگان‌ آثار مستهجن‌  ويا توسط‌ بازيگران‌فيلمهاي‌ كذائي‌ ويا قاچاقچيان‌ سي‌ دي‌ها وماهواره‌ هااجرا ميشود.لذا بايدبفكر چاره‌ بود واز احكام‌ اسلام‌ براي‌ دفاع‌ استفاده‌ نمود.

 

پس‌ مي‌توان‌ نتيجه‌ گرفت‌ كه‌ احكام‌ اسلام‌ براي‌ رياضت‌ نيست‌ ويك‌ جوان‌مي‌تواند غريزه‌ جنسي‌ خودرا بارعيت‌ شرائط‌ اسلام‌،اطفاء نمايد.از انواع‌نوشيدنهاي‌ لذيذ بغير از مست‌ كننده‌ها استفاده‌ نمايد.

در زمينه‌ پوشش‌ ميتواندبا رعايت‌ چند نكته‌از بهترين‌ لباسها استفاده‌ كند :1-لباس‌ مشهور نپوشد.يعني‌ لباسي‌ كه‌ باعث‌ انگشت‌ نماشدن‌ شخص‌ميشود.مثلا فرض‌ كنيد جواني‌ كت‌ وشلوار كاملا سفيدي‌ بپوشد وكلاه‌ شاپوهمبرسر بگذارد وبا كفشهاي‌ آنچناني‌ درخيابانهاي‌ جنوب‌ تهران‌ ظاهر شود!

2-لباس‌ غربي‌ كه‌ تمايل‌ فردرا به‌ فرهنگ‌ غرب‌ نشان‌ مي‌دهد نپوشد كه‌مي‌توان‌ به‌ پوشيدن‌ كراوات‌ وگردنبند طلا وپاپيون‌ و..اشاره‌ كرد.

 

 

 

 

 

 

 

 

4-دوري‌ از روابط‌ نامشروع‌ يك‌ فضيلت‌ است‌

     درنزد خداوند كه‌ خالق‌ انسانها مي‌باشد، عمل‌ ازدواج‌ بهترين‌ بنامحسوب‌ مي‌شود وكسانيكه‌ غرايز جنسي‌ خود را فقط‌ بوسيله‌ ازدواج‌مشروع‌،اطفا نمايند،پاك‌ محسوب‌ مي‌شوند.

«نساؤكم‌ حرث‌ لكم‌ فأتوا حرثكم‌ اني‌ شئتم‌»بقره‌223

     همسران‌ شما مانند كشتزار شما هستند كه‌ هرگونه‌ بخواهيد مي‌توانيد ازآن‌ بهره‌ ببريد.

«فانكحوا ماطاب‌ لكم‌ من‌ النساء»نساء3

     بازناني‌ كه‌ براي‌ شما حلال‌ است‌ ازدواج‌ نمائيد.

«وانكحوا الايامي‌ منكم‌ والصالحين‌ من‌ عبادكم‌ وامائكم‌ ان‌ يكونوافقراء يغنهم‌ الله من‌ فضله‌ والله واسع‌ عليم‌»نور32

     دختران‌ وپسران‌ صالح‌ را بازدواج‌ هم‌ دربياوريد كه‌ اگر فقير هم‌باشند،خداوند آنها را از فضلش‌ بي‌ نياز مي‌كند وخداوند وسعت‌ دهنده‌وعالم‌ است‌.

     اين‌ هنري‌ است‌ كه‌ افراد پاك‌ وپرهيزكار دارند كه‌ خود را از حرام‌ الهي‌مخصوصا محرمات‌ جنسي‌ دور نگه‌ مي‌دارند وبعضي‌ آنقدر پاك‌ بوده‌ ومي‌باشند كه‌ مورد عنايت‌ خاص‌ خداوند قرار مي‌گيرند.

«يامريم‌ ان‌ّ الله اصطفيك‌ِ وطهرك‌ِ واصطفيك‌ِ علي‌ نساء العالمين‌»

آل‌ عمران‌42

     اي‌ مريم‌!خداوند تورا برگزيد وپاك‌ قرار داد وتورا بر زنان‌عالم‌(عصرخودش‌)برتري‌ داد.

     از القاب‌ حضرت‌ فاطمه‌(س‌) زكيه‌ ونقيه‌ وطاهره‌ است‌ كه‌ بمعناي‌ پاك‌ ازرذائل‌ اخلاقي‌ است‌.زني‌ كه‌ حداقل‌ زيباترين‌ خانم‌ مكه‌ ومدينه‌ بود واز نورصورت‌ او ،بهشت‌ فردوس‌ روشن‌ بود،با پاكي‌ ودوري‌ از رذائل‌ اخلاقي‌  به‌مقامي‌ رسيد كه‌ ملائكه‌ با او سخن‌ گفتند وبشارت‌ برگزيدگي‌ او بر تمام‌ زنان‌عالم‌ از اول‌ تا آخر را دادند.

هرگز كسي‌ نظير تو پيدا نمي‌شودهمتا كسي‌ به‌ عصمت‌ كبري‌ نمي‌شود اي‌ كوثري‌ كه‌ خير كثير از وجودتوست‌اسلام‌ جز به‌ فيض‌ تو احياء نمي‌شود

هر چند دختران‌ دگر داشت‌ مصطفي‌هر دختري‌ كه‌ ام‌ّ ابيها نمي‌شود

منّت‌ ز خلقت‌ تو خدا بر نبي‌ نهاداي‌ گوهري‌ كه‌ مثل‌ تو پيدا نمي‌شود.

     درحديثي‌ از امام‌ صادق‌(ع‌) ،رسولخدا(ص‌)اينگونه‌ توصيف‌ شده‌است‌:از همه‌ كس‌،حكيمتر وداناتر وبردبارتر وشجاعتر وعادلتر بود.هرگزدستش‌ به‌ زني‌ نامحرم‌ نرسيد وسخاوتمندترين‌ مردم‌ بود.

      در سوره‌ مؤمنون‌ يكي‌ از اوصاف‌ مؤمنين‌ را پاك‌ بودن‌ از حرام‌ جنسي‌ذكر كرده‌ است‌.

«قد افلح‌ المؤمنون‌....الذّينهم‌ لِفروجهم‌ حافظون‌»مؤمنون‌ 5

     مؤمنين‌ رستگار شدند...آنان‌ كه‌ عورت‌ خود را از حرام‌ حفظ‌ مي‌نمايند.

     همچنين‌ در سوره‌ نور مي‌فرمايد:

«به‌ مردان‌ مؤمن‌ بگو كه‌ چشمان‌ خود را بپوشانند و اندامهاي‌ خود را از حرام‌حفظ‌ كنند كه‌ اين‌ برايشان‌ پاكيزه‌تر است‌. و به‌ زنان‌ مؤمنه‌ بگو كه‌ چشمهاي‌خود را بپوشانند و اندامهاي‌ خود را از ناروا حفظ‌ نمايند».

      قوم‌ لوط‌ وقتيكه‌ مقاومت‌ لوط‌ وخانواده‌ او را در مقابل‌ كارهاي‌ زشت‌ آنهاديدند به‌ آنها گفتند:«فماكان‌ جواب‌ قومه‌ الاّان‌ قالوا اخرجوا آل‌ لوط‌من‌ قريتكم‌.انّهم‌ اُناس‌ٌ يتطهرون‌»نمل‌56

     خانواده‌ لوط‌ را از دهكده‌ تان‌ اخراج‌ كنيد زيرا اينها پاكيزه‌ خويي‌مي‌نمايند.(وحاضر نيستند مانند ما اعمال‌ زشت‌  انجام‌ دهند)

ازدواج‌ وناعفيفي‌ را نگراز جهاتي‌ مختلف‌ بايكدگر

ازدواج‌ آرد نشاط‌ زندگي‌ناعفيفي‌ عامل‌ شرمندگي‌

ازدواج‌ است‌ علت‌ ابقاء نوع‌ناعفيفي‌ عامل‌ افناء نوع‌

ازدواج‌ آرد رضاي‌ كردگارناعفيفي‌ نار با هجران‌ يار

ازدواج‌ است‌ از نظامات‌ جهان‌ناعفيفانند دور از كاروان‌

ازدواجت‌ دام‌ الفت‌ گستر است‌ناعفيفي‌ غول‌ غربت‌ پرور است‌  «از جمله‌ فرقهاي‌ ازدواج‌ با بي‌ عفتي‌ آن‌ است‌ كه‌ با ازدواج‌،نشاط‌ دوزوج‌در زندگي‌،با كمال‌ آزادي‌ ودور از هر اضطراب‌ وناآرامي‌ وذلت‌،تأمين‌مي‌شود.اما در بي‌ عفتي‌،شخص‌ ناعفيف‌ از يك‌ طرف‌ در پيش‌ وجدان‌وعاطفه‌ خود واز طرف‌ ديگر در بين‌ افراد جامعه‌ اسلامي‌ شرمساراست‌.ودر آخرت‌ نيز در آتش‌ عذاب‌ الهي‌ خواهد سوخت‌.»

«حضرت‌ يوسف‌(ع‌)از پاكان‌ روزگار بوده‌ است‌ كه‌ با وجود مهيا شدن‌ انواع‌وسايل‌ فسق‌ وفجور از طرف‌ زليخا وديگر زنان‌ ماهروي‌ مصر،در پيشگاه‌الهي‌ عرضه‌ داشت‌:«رب‌ السجن‌ احب‌ الي‌ّ مما يدعونني‌اليه‌»

يوسف‌ 33

     خدايا!زندان‌ در نزد من‌ از آنچه‌ اينان‌ مي‌خواهند بهتر است‌.

     او زندان‌ جسم‌ وآزادي‌ روح‌ را بر آزادي‌ جسم‌ وزنداني‌ شدن‌ روح‌ترجيح‌ داد.لذا خداوند پس‌ از اين‌ آزمايش‌ بسيار سخت‌،مقام‌ وپادشاهي‌ به‌او عنايت‌ نمود.

آفرين‌ برآنكه‌ جند جهل‌ راكشت‌ وغالب‌ كرد جندعقل‌ را

جند عقلش‌ گشت‌ چون‌ غالب‌ به‌ جهل‌مي‌شود نزد خدا،از اهل‌ فضل‌

چون‌ زليخا صورتان‌ كم‌ نيستنديوسفان‌ در آتش‌ وغم‌ زيستند

اي‌ زليخا!يوسف‌ آزاري‌ مكن‌!جاي‌ پاكي‌ها تبهكاري‌ مكن‌!

 

فصل‌ دوم‌ آثار طبيعي‌ مخرب‌ محرمات‌ جنسي‌

     محرمات‌ جنسي‌ از جهت‌ مفاسدي‌ كه‌ بر آنها بار است‌،حرام‌ شده‌اندوالاّ خداوند نمي‌خواهد كه‌ انسان‌ به‌ سختي‌ بيافتد ويا رياضت‌ بكشد!

«امام‌ رضا (ع‌):زنا براي‌ اين‌ حرام‌ شده‌ است‌ كه‌ در آن‌فساداست‌.فسادهايي‌ چون‌قتل‌ انسان‌،ازبين‌ رفتن‌ نسب‌ها،ترك‌ تربيت‌كودكان‌،فساد در ارث‌ وامثال‌ اين‌ مفاسد.»

«امام‌ علي‌(ع‌):خدا ترك‌ زنا را واجب‌ نمود بخاطر حفظ‌ نسلها وترك‌ لواط‌ راحرام‌ نمود بخاطر زياد شدن‌ نسلها.»

       مي‌توان‌ آثار زيررا از عوارض‌ زيانبار انجام‌ محرمات‌ جنسي‌ در جامعه‌دانست‌:

1-پيدايش‌ هرج‌ ومرج‌ در روابط‌ خانواده‌

     در جوامعي‌ كه‌ براساس‌ اباحي‌ گري‌ وآزادي‌ وبي‌ وبند باري‌ ،روابط‌جنسي‌ وجود دارد،آثار مخرب‌ و ويران‌ كننده‌اي‌ به‌ وجود مي‌آيد كه‌ از ديدجامعه‌ شناسان‌ وحتي‌ سياست‌ مداران‌ پنهان‌ نمانده‌ است‌ لذا گاهي‌ به‌ اين‌مسئله‌ اعتراف‌ دارند كه‌ علت‌ اين‌ مشكلات‌ ومعضلات‌ روز افزون‌ جوامع‌غربي‌ ،عدم‌ اعتنا به‌ مقررات‌ الهي‌ در روابط‌ جنسي‌ است‌.پاپ‌ به‌ عنوان‌رهبر مسيحيان‌ جهان‌ در سالهاي‌ اخير مرتب‌ در بيانيه‌ها وسخنراني‌ها به‌ اين‌مطلب‌ اشاره‌ نموده‌ است‌ واز رؤساي‌ كشورهاي‌ مختلف‌ مسيحي‌ خواسته‌است‌ كه‌ فرزندان‌ حرام‌ را قانوني‌ ندانند!اما تا كنون‌ نه‌ تنها به‌ اين‌ هشدارهاوموعظه‌ها اعتنايي‌ نشده‌ است‌ بلكه‌ هم‌ جنس‌ بازان‌ مورد حمايت‌ دولتهابوده‌ وداراي‌ تشكل‌ وصنف‌ واتحاديه‌ هستند ودر سال‌ چندين‌ بار اقدام‌ به‌راهپيمايي‌ وتجمع‌ براي‌ احقاق‌ حقوق‌!!خود مي‌كنند!

فساد در تمدن‌ غرب‌

     فراواني‌ اختلاط‌ و آميزش‌ بدون‌ قيد و شرط‌ بين‌ زن‌ و مرد، سبب‌ شد تاآرايش‌، نمايش‌ زينتها و بي‌بند و باري‌ در زنان‌ زياد شود. زيرا جاذبة‌ جنسي‌بين‌ زن‌ و مرد داراي‌ قدرت‌ و كشش‌ غير قابل‌ انكاري‌ است‌. و اختلاط‌ بين‌اين‌ دو و دستيابي‌ آسان‌ به‌ جنس‌ مخالف‌ بدون‌ پذيرش‌ مسئوليتها ومشكلات‌، اين‌ قدرت‌ را شدت‌ بخشيده‌ است‌.

     طبق‌ تفكر اخلاقي‌ حاكم‌ بر اجتماع‌ غرب‌، تجمل‌ و آرايش‌ زن‌ نه‌ تنهاعيب‌ و گناه‌ نيست‌ بلكه‌ خوب‌ و پسنديده‌ بشمار مي‌آيد! لذا آرايش‌ در اين‌كشورها در حدّ معيني‌ نماند و تمام‌ حدود و مرزها را زير پا گذاشت‌ و به‌آخرين‌ حدّ لجام‌ گسيختگي‌ و بي‌بند و باري‌ رسيد، تا اينكه‌ حالت‌ و وضع‌موجودِ تمدن‌ غرب‌ بوجود آمد! هم‌ اكنون‌ در غريزه‌ تجمل‌ و آرايش‌ آنچنان‌افراط‌ شده‌ است‌ كه‌ ديگر زنان‌ به‌ لباسهاي‌ چسبان‌ و جذاب‌ و وسايل‌ زينت‌و آرايش‌، زيور آلات‌، عطر و پودر و استعمال‌ رنگهاي‌ مختلف‌ قناعت‌ نكرده‌و پا را فراتر از آن‌ گذاشته‌ و مي‌خواهند كه‌ جسمشان‌ را كاملاً برهنه‌ و بدون‌هيچ‌ پوشش‌ و لباس‌ به‌ ديگران‌ نشان‌ دهند و اين‌ وضع‌ زنان‌ در غرب‌ است‌.

     مردان‌ در مقابل‌ اين‌ برهنگي‌ و آرايش‌ و تجمل‌ زنان‌، شوق‌ و علاقة‌تازه‌اي‌ در خود احساس‌ مي‌كنند و شهوت‌ و غريزه‌ حيواني‌ آنان‌ با ديدن‌ اين‌مناظر تحريك‌ آميز، جديدتر و قوي‌تر مي‌باشند. آنان‌ مانند شخص‌مسمومي‌ مي‌باشند كه‌ هر لحظه‌ عطش‌ و تشنگي‌شان‌ رو به‌ افزايش‌ است‌ وهر اندازه‌ آب‌ مي‌خورند بيشتر تشنه‌ مي‌شوند! بنابر اين‌ آنان‌ هميشه‌ در فكراسباب‌ و لوازم‌ جديدي‌ هستند كه‌ آتش‌ شهوت‌ و تمايلات‌ حيواني‌ راخاموش‌ سازند ولي‌ هيچوقت‌ به‌ آرامش‌ و آسودگي‌ دست‌ نمي‌ يابند.

     اين‌ همه‌ عكسها و فيلمهاي‌ لخت‌ و برهنه‌،ادبيات‌ بي‌ عفت‌، داستانهاي‌فتنه‌ انگيز عشقي‌، رقاص‌ خانه‌ها، نمايش‌هاي‌ سرشار از احساسات‌ وفيلمهاي‌ بي‌بند و بار، نمونه‌اي‌ بارز از سعي‌ و كوشش‌ آنها براي‌ خاموش‌ساختن‌ آتش‌ شهوت‌ است‌ ولي‌ در حقيقت‌ اين‌ ابزار و محيط‌ و زندگي‌اجتماعي‌، آتش‌ اين‌ غريزه‌ را شعله‌ورتر و تيزتر مي‌كند. اين‌ مرض‌ كشنده‌(غلبه‌ شهوات‌) در بنيان‌ اجتماع‌ غرب‌ رخنه‌ كرده‌ است‌ و با سرعت‌ هر چه‌بيشتر، حيات‌ و زندگي‌ اجتماعي‌ آنها را به‌ هلاكت‌ و نابودي‌ تهديد مي‌كند.

     تاريخ‌ گواهي‌ مي‌دهد كه‌ اين‌ مرض‌ در هر جامعه‌اي‌ كه‌ سرايت‌ كرده‌ و دربينشان‌ انتشار يافته‌، آن‌ جامعه‌ به‌ هلاكت‌ رسيده‌ است‌، زيرا اين‌ مرض‌تمام‌ قواي‌ عقلي‌ و جسمي‌ را از بين‌ برده‌ و مانع‌ پيشرفت‌ و ترقي‌ انسان‌مي‌گردد. او به‌ آرامش‌ روحي‌ و فكري‌ كه‌ تنها راه‌ دستيابي‌ به‌ اعمال‌ نيك‌است‌، دست‌ نمي‌يابد و تا وقتي‌ كه‌ محيط‌ را شهوت‌ و غرايز حيواني‌ احاطه‌كرده‌ باشد و در هر طرف‌ وسائل‌ تحريك‌ و فريفتگي‌ باشد و در اثر عكسهاي‌برهنه‌، موسيقي‌هاي‌ مهيج‌، فيلمهاي‌ فاسد، رقصهاي‌ فريبنده‌، مناظر جذاب‌و آرايشهاي‌ دلفريب‌، اختلاط‌ و آميزش‌ بدون‌ قيد و شرط‌ بين‌ دو جنس‌مخالف‌ موجود باشد، خود آنان‌ و نسلهاي‌ آينده‌ نمي‌توانند به‌ فضايي‌ آرام‌،متعادل‌ و سالم‌ كه‌ براي‌ تربيت‌ قواي‌ عقلي‌ و فكري‌ ضروريست‌، دست‌يابند. آن‌ نوجوانان‌ هنوز به‌ كمال‌ بلوغ‌ نرسيده‌اند كه‌ غول‌ شهوت‌ و ديو سياه‌غريزه‌ جنسي‌ بر آنها غلبه‌ كرده‌ و آنان‌ را مانند برده‌ و غلام‌، تحت‌ تأثير خودقرار مي‌دهد و آنان‌ ناخودآگاه‌ به‌ پاي‌ غول‌ مي‌افتند و هرگز قدرت‌ رهايي‌ ازچنگال‌ او را نمي‌يابند.»

      «در امريكا، كودكان‌ زودتر از معمول‌، بالغ‌ مي‌شوند و از سنين‌ خردسالي‌،احساس‌ و هيجان‌ جنسي‌ در ايشان‌ زنده‌ مي‌شود.

     هيچ‌ جاي‌ تعجب‌ نيست‌ كه‌ در بين‌ طبقات‌ مختلف‌ حتي‌ طبقات‌ پولدارو باسواد، دختراني‌ پيدا مي‌شوند كه‌ درسالهاي‌ هفت‌ و هشت‌ سالگي‌ باكودكان‌ هم‌ سن‌ و سال‌ خود رابطة‌ جنسي‌ برقرار كرده‌ و احتمالاً به‌ فحشاءمبتلا مي‌گردند.

     به‌ عنوان‌ مثال‌ دختر هفت‌ ساله‌اي‌ از يك‌ خانواده‌ آبرومند! با برادر وگروهي‌ از دوستان‌ برادرش‌، مرتكب‌ فحشاء شده‌ بودند. پنج‌ نفر ديگر شامل‌دو دختر و سه‌ پسر، گروه‌ فحشاء را تشكيل‌ داده‌ و كودكان‌ ديگر را به‌ اين‌ كاروادار مي‌كردند در حالي‌ كه‌ بزرگترين‌ آنها ده‌ ساله‌ بود. دختر ديگري‌ كه‌ نُه‌سال‌ داشت‌، خود را بسيار خوشبخت‌ مي‌دانست‌ زيرا در اين‌ سن‌ و سال‌،معشوقة‌ چندين‌ نفر شده‌ بود!

     يكي‌ از مجلات‌ آمريكائي‌ نوشته‌ است‌:

سه‌ عامل‌ شيطاني‌ وجود دارد كه‌ دنياي‌ امروز ما را فرا گرفته‌ و در افروختن‌آتش‌ براي‌ ساكنين‌ زمين‌ مؤثرند.

عامل‌ اول‌ ادبيات‌ بي‌ آبرو و دور از عفت‌ است‌ كه‌ بعد از جنگ‌ جهاني‌ با تمام‌وقاحت‌ و بي‌عفتي‌ و بي‌آبرويي‌ بشكل‌ عجيب‌ و غريبي‌ ترويج‌ شد و دنيارافرا گرفت‌!

عامل‌ دوم‌ فيلمهاي‌ سينمائي‌ است‌ كه‌ نه‌ تنها غريزة‌ شهواني‌ حيواني‌ راتحريك‌ مي‌كند بلكه‌ در اين‌ خصوص‌ ،دروس‌ علمي‌ و عملي‌ را برايشان‌تلقين‌ مي‌نمايد.

عامل‌ سوم‌ پايين‌ آمدن‌ سطح‌ اخلاق‌ زنان‌ است‌ كه‌ در لباس‌، برهنگي‌، اعتيادو اختلاط‌ بدون‌ قيد و شرطشان‌ با مردان‌ بصورت‌ آشكاري‌ بچشم‌ مي‌خورد.اين‌ مفاسد سه‌ گانه‌ بمرور زمان‌ رو به‌ ازدياد است‌ و آخرين‌ نتيجة‌ آن‌ زوال‌تمدن‌ و از بين‌ رفتن‌ مسيحيت‌ است‌ كه‌ اگر ما امروز از طغيان‌ آنها جلوگيري‌نكنيم‌، بطور حتم‌ تاريخ‌ روميها و كساني‌ كه‌ به‌ پيروي‌ از شهوت‌ و غريزه‌جنسي‌ رهسپار عدم‌ گرديدند براي‌ ما هم‌ تكرار مي‌شود زيرا آنها هم‌ مانند مادر شراب‌، زن‌، رقص‌ و موسيقي‌ و لهو و لعب‌ غرق‌ شده‌ بودند.

در اين‌ جامعه‌ ديگر زن‌ِ با عفت‌ داراي‌ احترام‌ نيست‌! اصلاً عفت‌ و تهذيب‌ وحجاب‌ و از روابط‌ نامشروع‌ دوري‌ نمودن‌ و قانع‌ بودن‌ به‌ همسر خود، نشانة‌بي‌ تمدني‌!وبي‌ فرهنگي‌ وعدم‌ پيشرفت‌ به‌ حساب‌ مي‌آيد!

     در غرب‌، ادبياتي‌ داراي‌ مرتبه‌ و منزلت‌ است‌ كه‌ بتواند با جاذبه‌ هاي‌جنسي‌ بكارگرفته‌ شده‌ در فيلمهاي‌ سينمائي‌، تئاترها و موسيقي‌ها وداستانهاي‌ فاسد، زن‌ را عريان‌تر و برهنه‌تر معرفي‌ بكند و بدين‌ وسيله‌مشتريهاي‌ بيشتري‌ جذب‌ كرده‌ و مثلاً نوشته‌ شود كه‌ فلان‌ فيلم‌ اينقدرفروش‌ داشت‌ و يا فلان‌ كتاب‌ با اين‌ تيراژ فروش‌ رفت‌.

     نتيجة‌ تسلط‌ شهوات‌ بر همة‌ امور ملتهاي‌ غربي‌ و حضور بي‌ قيد و شرط‌زن‌ برهنه‌ و عريان‌ در همه‌ جا، پيدا شدن‌ آثار مخربي‌ است‌ كه‌ نصيب‌ اين‌ملتها شده‌ است‌.آثاري‌ همچون‌:

1-فساد نظام‌ خانوادگي‌،

2-افزايش‌ آمار طلاق‌ (يكي‌ از دانشمندان‌ فرانسه‌ كه‌ چندبار هم‌ به‌ وزارت‌رسيده‌ بود، زنش‌ را پنج‌ ساعت‌ بعد از ازدواج‌، طلاق‌ داد!)،

3-تعداد كم‌ ازدواج‌ (در فرانسه‌ از هر هزار نفر، هفت‌ يا هشت‌ نفر ازدواج‌مي‌كنند)

4-كثرت‌ فرزندان‌ نامشروع‌ (در انگلستان‌ از هر سه‌ كودك‌ يكنفر نامشروع‌است‌)،

5-كشتن‌ فرزندان‌ نامشروع‌ با فراغت‌ بال‌ (در فرانسه‌، دادگاه‌ زني‌ را كه‌طفلش‌ را خفه‌ كرده‌ بود و چون‌ طفل‌ هنوز نفس‌ مي‌كشيد سر او را بديواركوبيده‌ بود و كشته‌ بود، مجرم‌ ندانست‌! همچنين‌ رقاصه‌اي‌ كه‌ مي‌خواست‌زبان‌ كودكش‌ را از حلقش‌ درآورد! لذا سر طفلش‌ را زخمي‌ كرده‌ و شاهرگش‌را قطع‌ نموده‌ و او را كشته‌ بود، مجرم‌ شناخته‌ نشد!)

6-افزايش‌ بيماران‌ رواني‌ (در امريكا از هر سه‌ نفر يك‌ نفر مشكل‌ رواني‌دارد)،

7-كثرت‌ تجاوزات‌ و جنايات‌ و از بين‌ رفتن‌ اخلاق‌ سالم‌ در جامعه‌ وبي‌اعتمادي‌ به‌ هم‌ و مردن‌ فضيلتهاي‌ اخلاقي‌ در بين‌ اقشار مختلف‌ مردم‌،

8-از بين‌ رفتن‌ عاطفه‌ و محبت‌،

9-شورش‌ و طغيان‌ مردم‌،

10-احساس‌ پوچي‌ دربين‌ اكثر جوانان‌

و...همه‌ از معضلات‌ جوامع‌ غربي‌ مي‌باشند.»

مؤلف‌ كتب‌ تاريخ‌ فحشاء، آقاي‌ «جورج‌ رائيلي‌ اسكات‌» انگليسي‌مي‌نويسد:

     مرتكب‌ شدن‌ به‌ فسق‌ و فجور و ولگردي‌ در خيابانها و عدم‌ عفت‌ براي‌دوشيزة‌ امروزي‌ از جمله‌ وسايل‌ زندگي‌ تجملي‌ بشمار مي‌رود. استعمال‌مواد مخدر، و شرابهاي‌ ترش‌ مزه‌، رنگ‌ كردن‌ ناخن‌ و لبها به‌ رنگ‌ سرخ‌،مهارت‌ داشتن‌ در مورد مسائل‌ جنسي‌ و تدابير ضدّ بارداري‌ و سخن‌ ازفحشاء نيز از جمله‌ ضروريات‌ امروزي‌ شدن‌ و پيشرفت‌ زندگي‌ تجملي‌محسوب‌ مي‌شود. تا الان‌ هم‌ تعداد زناني‌ كه‌ پيش‌ از ازدواج‌، روابط‌ جنسي‌دارند رو به‌ ازدياد و افزايش‌ است‌ و آن‌ را هيچ‌ عيب‌ و گناهي‌ نمي‌دانند ووجود دختران‌ باكره‌ در هنگام‌ عقد ازدواج‌ در كليسا بسيار نادر و كمياب‌است‌.

     بزرگترين‌ عامل‌ اين‌ بي‌ بند وباري‌ در مسائل‌ جنسي‌،اشتغال‌ زنان‌ به‌كارهاي‌ تجاري‌ و اداري‌ و كارهاي‌ مختلف‌ ديگر است‌ كه‌ بهترين‌ وسيله‌ وفرصت‌ براي‌ اختلاط‌ مردان‌ و زنان‌ است‌. وباعث‌ شده‌ كه‌ قوة‌ دفاعي‌ زن‌ درمقابل‌ تجاوز مرد، كم‌ و نابود شده‌ و روابط‌ شهواني‌ بين‌ زن‌ و مرد از هر قيداخلاقي‌ آزاد گردد. در اين‌ حال‌ لذت‌ زندگي‌ در نزد دوشيزگان‌ اين‌ است‌ كه‌مرد جام‌ لذت‌ و تمتع‌ را به‌ وي‌ تقديم‌ كند و لذا بدنبال‌ اين‌ لذتها به‌ رقاص‌خانه‌ها، كلوپهاي‌ شبانه‌، هتلها و قهوه‌خانه‌ها سر مي‌زند تا بتواند مردبيگانه‌اي‌ را كه‌ صاحب‌ ماشين‌ و ثروت‌ است‌، شكار كند! به‌ اين‌ ترتيب‌ اوخود را با رضا و رغبت‌ فراوان‌ در محيط‌ و اوضاعي‌ مي‌اندازد كه‌ تمايلات‌جنسي‌ را مشتعل‌تر مي‌كند و نه‌ تنها از عواقب‌ آن‌ ترسي‌ ندارد بلكه‌ آن‌ را باشادي‌ و آغوش‌ باز استقبال‌ مي‌كند».

     جويس‌ برايس‌،نويسنده‌ وروزنامه‌ نگار:

     «با كاهش‌ تعداد خانواده‌ هايي‌ كه‌ از پدر ومادر برخوردارند جامعه‌ايالات‌ متحده‌ روندي‌ رو به‌ زوال‌ را آغاز نموده‌ است‌.»

      واشنگتن‌ تايمز:

     «در آمريكا فرزندان‌ طلاق‌ و تك‌ والديني‌ و بي‌ سرپرست‌ در محيط‌ خانه‌خود هيچ‌ گونه‌ آموزش‌ اخلاقي‌ نمي‌بينند.استثنا هم‌ وجود دارد وبعضي‌مادران‌  كار خود را به‌ نحو احسن‌ انجام‌ مي‌دهدند.اما بسياري‌ از آنها درگيراستفاده‌ از مواد مخدر هستند و از نظر موقعيت‌ مالي‌ تنها نيم‌ قدم‌ با بي‌خانماني‌ فاصله‌ دارند.بنابراين‌ همه‌ چيز به‌ هم‌ ريخته‌ است‌،بچه‌ها خشونت‌و اثرات‌ منفي‌ را مدل‌ خود قرار مي‌دهند.»

      «دكتر آنتوانت‌ ساندرز درباره‌ وضع‌ كودكان‌  امريكا مي‌نويسد:

     در  امريكادر سال‌ 1990 بيش‌ از يك‌ چهارم‌ كودكان‌ زير هيجده‌ سال‌ يافقط‌ با يكي‌ از والدين‌ خود ويا بدون‌ هيچ‌ يك‌ بسر مي‌بردند.»

      «براساس‌ آمار معتبر:در  امريكا سالانه‌ بيش‌ از يك‌ ميليون‌ نوجوان‌ ازخانواده‌هاي‌ خود فرار مي‌كنند كه‌ نيمي‌ از آن‌ها دختران‌ نوجواني‌ هستند كه‌به‌ علت‌ سن‌ پايين‌ نمي‌توانند شغلي‌ داشته‌ باشند لذا به‌ دزدي‌ و مبادله‌ موادمخدر و فحشا روي‌ مي‌آورند.»

2-ظهور جنايات‌ وظلم‌ بوسيله‌ فرزندان‌ حرام‌!

     كساني‌ كه‌ غرايز خود را از غير راه‌ شرعي‌،اطفاء مي‌نمايند

وبوسيله‌ زنا ولواط‌ واستمناء ومساحقه‌ ،عمل‌ جنسي‌ انجام‌ مي‌دهند،مبغوض‌ درگاه‌ الهي‌ بوده‌ ومورد لعن‌ واقع‌ مي‌شوند.

     اينان‌ با اسارت‌ در دست‌ هواي‌ نفس‌ ودر دست‌ شهوات‌ خود،از رحمت‌الهي‌ دور شده‌ وجزو ياران‌ شيطان‌ مي‌شوند.اعمالي‌ از آنان‌ سر مي‌زند كه‌هيچ‌ شباهتي‌ به‌ اعمال‌ انساني‌ كه‌ خليفة‌ الهي‌ است‌ ،نمي‌باشد.به‌ چند مورداز جنايتهاي‌ بزرگي‌ كه‌ بدست‌ افراد زناكاريا اولاد زنا بوجود آمده‌است‌،اشاره‌ مي‌شود:

     شهادت‌ حضرت‌ يحيي‌(ع‌) به‌ دستور يك‌ زن‌ فاسد

     «وقتي‌ «هيروديس‌» تصميم‌ گرفت‌ تا خلاف‌ قوانين‌ تورات‌ با دختر برادرخود كه‌ زن‌ فاسدي‌ بود، ازدواج‌ كند، حضرت‌ يحيي‌7 با اين‌ امر مخالفت‌كرد و اين‌ ازدواج‌ را باطل‌ اعلام‌ نمود.

زن‌ مزبور وقتي‌ از مخالفت‌ اين‌ پيامبر الهي‌ باخبر شد، دشمني‌ با او را در دل‌گرفت‌ و نقشه‌اي‌ كشيد. او شبي‌ خود را زينت‌ داد و با زيبائي‌ كامل‌ نزدعمويش‌ رفت‌ و در ساعتي‌ كه‌ دل‌ عمو در گرو گرفتن‌ كام‌ دل‌ از اين‌ زن‌ فاسدبود، قبول‌ خواستة‌ عمو را در گرو كشتن‌ يحيي‌7 اعلام‌ كرد. پادشاه‌شهوتران‌ براي‌ جلب‌ رضايت‌ اين‌ زن‌ زانيه‌، دستور داد تا سر يحيي‌7 رابراي‌ آن‌ زن‌ بياورند! مأمورين‌ پادشاه‌ سر حضرت‌ يحيي‌7 را در حال‌عبادت‌ بريدند و داخل‌ طشتي‌ قرار داده‌ براي‌ اين‌ زن‌ آوردند.»

يك‌ فرزند وچندپدر!

     نابغه‌ مادر عمروعاص‌، زني‌ منحرف‌ و مشهوره‌ بود. او با مرداني‌ چون‌ابولهب‌، امية‌ بن‌ خلف‌، هشام‌ بن‌ مغيره‌، ابوسفيان‌ و عاص‌ بن‌ وائل‌ ارتباط‌نامشروع‌ داشت‌. بعد از تولد عمرو، هركدام‌ از اينها ادعا مي‌كرد كه‌ عمروفرزند اوست‌! ولي‌ چون‌ عاص‌ كمكهاي‌ مالي‌ به‌ نابغه‌ مي‌كرد، اين‌ زن‌ اعلام‌كرد كه‌ عمرو، فرزند عاص‌ مي‌باشد! امّا ابوسفيان‌ مي‌گفت‌: ترديدي‌ ندارم‌كه‌ عمرو، فرزند من‌ است‌ و از آميزش‌ من‌ منعقد شده‌ است‌!

فرزند زن‌ زناكار!

     «زياد كه‌ خود و پسرش‌ ابن‌ زياد از جنايتكاران‌ زمان‌ خودشان‌ بوده‌اند، اززناني‌ هرزه‌ بوجود آمدند. مادر زياد بنام‌ سميه‌ از صاحبان‌ عَلَم‌! درمكه‌ بوده‌است‌ كه‌ از اين‌ راه‌ به‌ فسق‌ و فجور مي‌پرداخته‌ است‌. وقتي‌ زياد بدنيا آمد،چون‌ پدرش‌ معلوم‌ نبود، كيست‌، او را زياد بن‌ ابيه‌! يعني‌ زياد پسر پدرش‌!ناميدند. زياد و پسرش‌ عبيداللّه‌ جنايات‌ فراواني‌ نسبت‌ به‌ خاندان‌ پيامبر واولياء خدا روا داشتند.»

مادر حجّاج‌ خونخوار!

     مادر حجاج‌ زن‌ هوسراني‌ بود كه‌ با مرداني‌ غير از شوهرش‌ ارتباط‌نامشروع‌ داشت‌. او مدتي‌ عاشق‌ جوان‌ زيبائي‌ بنام‌ نذر شد و اشعار عاشقانه‌در وصف‌ يار مي‌گفت‌. عمر كه‌ خليفه‌ بود، خبردار شد و دستور داد تا سرنذر را تراشيدند و او را تبعيد نمود. گفته‌اند حتي‌ در هنگام‌ آميزش‌ باشوهرش‌ يوسف‌، بياد نذر بود. امام‌ ششم‌7 در بارة‌ حجاج‌ كه‌ 120000شيعه‌ را شهيد نمود فرمود:  اين‌ جنايات‌ حجاج‌ بخاطر آن‌ مادر عياش‌ ولااُباليش‌ بوده‌ است‌.

      «پيامبر(ص‌) به‌ امام‌ حسن‌(ع‌)فرمود:آن‌ كسيكه‌ تورا مي‌كشد،فرزند زناوفرزند پسرزناكار است‌!»

      «امام‌ صادق‌(ع‌):كسيكه‌ امام‌ حسين‌(ع‌)را كشت‌،ولدالزنابود وكسيكه‌حضرت‌ يحيي‌(ع‌)را كشت‌ نيز ولد الزنا بود.»

3-اشاعه‌ بيماريهاي‌ عجيب‌ وغريب‌

     امراض‌ وبيماريهاي‌ مختلف‌ جنسي‌ همانند ايدز جهان‌ را پر كرده‌ است‌زيرا فساد جنسي‌ دنيا را پر نموده‌ است‌

«ظهر الفسادُ فِي‌ البَّرِ والبَحرِ بماكسبت‌ْ ايدي‌ِ الناس‌»روم‌41

     بخاطر اعمال‌ مردم‌، فساد دنيا را چه‌ در خشكي‌ وچه‌ در دريا پركرده‌است‌.

     «نيوت‌ گنگريچ‌ ،رئيس‌ اسبق‌ مجلس‌ نمايندگان‌ امريكا:

     ايالات‌ متحده‌ بايد جهان‌ را رهبري‌ كند...اما با كشوري‌ كه‌ در آن‌دوازده‌ ساله‌ها باردار مي‌شوند،پانزده‌ ساله‌ها همديگر رامي‌كُشند،هفده‌ ساله‌ها به‌ ايدز مبتلا مي‌شوند و هجده‌ ساله‌هاديپلم‌ مي‌گيرند بدون‌ اينكه‌ بتوانند بخوانند و بنويسند،هيچ‌ كس‌را نمي‌شود رهبري‌ كرد!»

      جان‌ نكد،نويسنده‌ وتحليل‌ گر غربي‌:

     «انتشار ايدز در ايالات‌ متحده‌ و اروپا و ساير نقاط‌ جهان‌ خطر جدي‌ درروابط‌ اين‌ جوامع‌ بوجود آورده‌ است‌.هزاران‌ نفر و از جمله‌ شخصيت‌هاي‌معروفي‌ نظير«روك‌ هادسون‌»هنرپيشه‌ آمريكايي‌ به‌ اين‌ بيماري‌ دچارشده‌اند.اكنون‌ شانزده‌ ميليون‌ نفر در سنين‌ مختلف‌ در كشورهاي‌ اروپايي‌ وآمريكا حامل‌ ويروس‌ ايدز هستند...هراس‌ از مواجهه‌ با اين‌ هيولاي‌ خزنده‌به‌ استوديوهاي‌ هاليوود نيز كشانده‌ شده‌ است‌.آن‌ جا كه‌ پس‌ از ابتلاي‌برخي‌ هنرمندان‌ نامي‌،تمامي‌ هنرپيشه‌هاي‌ زن‌ ومرد ملزم‌ به‌ ارائه‌ گواهي‌نامة‌ عدم‌ ابتلا به‌ ويروس‌ ايدز هستند!»

      «در فاصله‌ سال‌ 1985 تاكنون‌ ايدز قربانيان‌ زيادي‌ از هاليوود گرفته‌است‌.

     جون‌ كالينز،بازيگر سينما گفته‌ است‌ كه‌:ايدز مكافات‌ گناهان‌ هاليووداست‌.

     مرگ‌ هادسن‌ در اكتبر 1985 همچون‌ زلزله‌ موجي‌ از وحشت‌ و حيرت‌در قشرهاي‌ لوكس‌ هاليوود برانگيخت‌.ادآلستر رئيس‌ اتحاديه‌ بازيگران‌سينما،كه‌ شصت‌ هزار بازيگر را زير پوشش‌ خود دارد،پيشنهاد كرد كه‌ در گام‌اول‌ صحنه‌هاي‌ بوسه‌ از كليه‌ فيلمنامه‌ها حذف‌ شود!...

در سال‌ 1991 فقط‌ آمار رسمي‌ حاكي‌ از 67مرگ‌ در هاليوود بر اثر ابتلاي‌ به‌ايدز بوده‌ است‌.»

      همچنين‌ بيماريهاي‌ مختلف‌ رواني‌ درميان‌ ملتهاي‌ بي‌ بندوبار در سطح‌بسيار وسيعي‌ ظاهر مي‌شود:

     در سال‌ 202 افسردگي‌ پس‌ از بيماري‌هاي‌ قلبي‌ ،گسترده‌ترين‌ بيماري‌دامن‌ گير بشر خواهد بود.به‌ نوشته‌ اين‌ مجله‌:

     دكتر ارنست‌ برنت‌ و همكارانش‌ از انستيتو تكنولوژي‌ ماساچوست‌آمريكا برآورد كرده‌اندكه‌ هزينه‌هاي‌ مربوط‌ به‌ بيماري‌ افسردگي‌ در آمريكاسالانه‌ بالغ‌ بر 44ميليارد دلار يعني‌ تقريبا برابر هزينه‌هاي‌ بيماري‌هاي‌عروقي‌ است‌ و اين‌ بدان‌ معنا است‌ كه‌ هر آمريكايي‌  سالانه‌ 6هزاردلار بابت‌بيماري‌ افسردگي‌ پرداخت‌ مي‌كند.

     اين‌ مجله‌ مي‌افزايد:

     هزينه‌هاي‌ مربوط‌ به‌ درمان‌ بيماري‌ افسردگي‌ به‌ 12 ميليارد و400ميليون‌دلار بالغ‌ مي‌شود و خودكشي‌ مبتلايان‌ به‌ افسردگي‌ 7ميليارد و500ميليون‌دلار به‌ اين‌ رقم‌ مي‌افزايد كه‌ خسارت‌ ناشي‌ از دست‌ رفتن‌ نيروي‌ انساني‌ درآن‌ به‌ حساب‌ نيامده‌ است‌.

     اكونوميست‌ مي‌نويسد:

     در اين‌ ميان‌،بازار داروهاي‌ ضد افسردگي‌ بسيار گرم‌ است‌.طبق‌ برآوردانستيتو تكنولوژي‌ ماساچوست‌ ارزش‌ بازار جهاني‌ اين‌ داروها بالغ‌ بر7ميليارد دلار است‌ كه‌ انتظار مي‌رود در پنج‌ سال‌ آينده‌ 50%رشد داشته‌باشد!

     مشهورترين‌ داروي‌ درمان‌ بيماري‌ افسردگي‌ كه‌ امروزه‌ به‌ ويژه‌ در آمريكارواج‌ دارد «پروژاك‌»است‌ كه‌ شركت‌ سازندة‌ آن‌ «الي‌ ليلي‌»سالانه‌ 2ميلياردو600ميليون‌ دلار به‌ جيب‌ سهامداران‌ خود سرازير مي‌كند.»

 

     در مجله‌ دانستني‌ها ،5/7/62 آمده‌ است‌ كه‌:

     آمريكايي‌ها هرشب‌ بالغ‌ بر سي‌ ميليون‌ قرص‌ خواب‌ آور مصرف‌مي‌كنند،كه‌ اگر طي‌ يك‌ سال‌ اين‌ تعداد قرص‌ را روي‌ هم‌ انباشته‌ كنيم‌ حدود600000كيلوگرم‌ وزن‌ خواهد داشت‌.

     واين‌ 600تن‌ قرص‌ براي‌ به‌ خواب‌ بردن‌ تمام‌ مردم‌ جهان‌ به‌ مدت‌ هشت‌شبانه‌ روز كافي‌ مي‌باشد.!

4-سقط‌ جنين‌ واز بين‌ بردن‌ فرزندان‌ حرام‌

     «سالانه‌ بيش‌ از چهارصدهزار مورد سقط‌ جنين‌ در زنان‌ زير بيست‌سال‌در آمريكارخ‌ مي‌دهد كه‌ اكثراً در دختران‌ ازدواج‌ نكرده‌  امريكايي‌ است‌و70% اين‌ دختران‌ حملات‌ جنسي‌ افراد وگروههاي‌ مستهجن‌ و هرزه‌ راتجربه‌ مي‌كنند!»

      «در شهر نيويورك‌ فردي‌ كه‌ يك‌ كلينيك‌ روان‌ شناسي‌ خصوصي‌ تأسيس‌كرده‌ بود ودر آن‌ يكصد كودك‌ را تحت‌ نظارت‌ و مراقبت‌ داشت‌ پس‌ از آنكه‌متهم‌ شد كه‌ تمامي‌ يكصد كودك‌ را مورد تجاوز قرار داده‌ است‌ به‌ اسرائيل‌گريخت‌ كه‌ متأسفانه‌ يك‌ سوم‌ اين‌ كودكان‌ آلوده‌ به‌ ايدز شدند...!»

      آمار فوق‌ از كشور آمريكا است‌ ودر ديگر كشورهاي‌ غربي‌ وضع‌ بهتر ازاين‌ نمي‌باشد.در كشور ايران‌ بخاطر نفوذ فرهنگ‌ اسلامي‌ در ميان‌خانواده‌ها،خوشبختانه‌ آمار سقط‌ جنين‌ وديگر آثار مخرب‌ در تمدن‌غرب‌،بسيار پايين‌ بوده‌ واصلا قابل‌ مقايسه‌ با آمار دنياي‌ غرب‌ نمي‌باشد.درعين‌ حال‌ بايد خانواده‌ها هوشيار وبيدارباشند وبدانند كه‌ تهاجم‌ فرهنگي‌يك‌ مسئله‌ بسيار جدي‌ است‌ واين‌ تهاجم‌ در حال‌ حاضر با سرعت‌ پاييني‌در حال‌ ورود به‌ كشورماست‌.نشانه‌هاي‌ اين‌ تهاجم‌،وضع‌ لباسهاي‌ دختران‌وپسران‌،ميل‌ به‌ اختلاط‌ جنسي‌ در بين‌ بعضي‌ از جوانان‌،استفاده‌ از حدودصدهزارماهواره‌ درپايتخت‌ وديگرشهرهادر منازل‌،وفور سي‌ دي‌هاي‌ شوورقص‌ غربي‌،رفاقت‌هاي‌ نامشروع‌ در بين‌ بعضي‌ از نوجوانان‌،دوري‌ ازمسجد ومراسمات‌ مذهبي‌ دربين‌ جوانان‌ و...علامتهاي‌ خطري‌ براي‌فرهنگ‌ ايراني‌ اسلامي‌ كشور ما بشمار مي‌رود.

5-اشاعه‌ روابط‌ جنسي‌  به‌ محارم‌ وداخل‌خانواده‌هاوزيادشدن‌ تجاوزات‌ جنسي‌!

     «بر اساس‌ آمار ارائه‌ شده‌ در ايالات‌ متحده‌  امريكا يك‌ ميليون‌ نوجوان‌در دوران‌ بلوغ‌ از منزل‌ فرار مي‌كنند كه‌ 3/2فرار افراد مؤنث‌ ناشي‌ از آزارهاي‌جنسي‌ در محيط‌ خانواده‌ مي‌باشد.»

      بنجامين‌ اسپاك‌،پزشك‌ آمريكايي‌:

«ميزان‌ قتل‌ و تجاوز و بهره‌ كشي‌ جنسي‌ و بهره‌ كشي‌ از فرزندان‌ و همسران‌ به‌طور تكان‌ دهنه‌اي‌ بالاست‌.»«بيشتر سالخوردگان‌ -مگر اين‌ كه‌ ثروتمندباشند-آرزو دارند كه‌ فقط‌ تحمل‌ شوند.»«ديگر پدر در بسياري‌ از خانواده‌هاچهره‌ با ابهتي‌ ندارد...و در برنامه‌هاي‌ تلويزيوني‌ اغلب‌ اوقات‌ پدر به‌ عنوان‌دلقك‌ تصوير مي‌شود،مادران‌ هرچه‌ كمتر وكمتر در مقام‌ تربيت‌ كنندگان‌قابل‌ اتكا و قابل‌ احترام‌ ديده‌ مي‌شوند.»«هر بچه‌اي‌ به‌ طور متوسط‌ تا قبل‌ ازپايان‌ دورة‌ ابتدايي‌ تصويرِ «رسانه‌اي‌»حدود هشت‌ هزار قتل‌ را تماشا كرده‌است‌.»

      جونز لانز،از اساتيد دانشگاه‌ بوستون‌ آمريكا:

     «يك‌ نوجوان‌ شانزده‌ ساله‌ آمريكايي‌ در دوران‌ كودكي‌ و نوجواني‌ اش‌ تاسن‌(16سالگي‌)شاهد هجده‌ هزار مورد قتل‌ و هشت‌ هزار مورد تجاوزجنسي‌ از تلويزيون‌ مي‌باشد.»

      «كشيش‌ يرس‌ ريتر مي‌گويد:در  امريكا بالغ‌ بر پانصدهزار نوجوان‌ زيرهفده‌ سال‌ اختصاصاً به‌ كار فحشا اشتغال‌ دارند.»

      نيويورك‌ تايمز:

     «تفريح‌ آمريكاييان‌ شكل‌ زشت‌ وشرم‌ آوري‌ پيدا كرده‌ است‌.فيلم‌ها وترانه‌ها،آوازها و نمايش‌ها به‌ جاي‌ اينكه‌ الهام‌ بخش‌ و پيام‌ آور باشند،هراس‌آور و زننده‌ شده‌اند.

     تجاوز جنسي‌،استعمال‌ دخانيات‌،مواد مخدر،شيطان‌ پرستي‌، خشونت‌وهرزگي‌ و بي‌ بند وباري‌ در شهرهاي‌ مختلف‌ آمريكا اوج‌ گرفته‌ است‌.

     شهرهايي‌ چون‌ واشنگتن‌،نيويورك‌،شيكاگو،بوستون‌،لس‌آنجلس‌،سانفرانسيسكو و چند شهر ديگر به‌ عنوان‌ مناطق‌ خطرناك‌ قلمدادشده‌اند،زيرا هيچ‌ گونه‌  تأمين‌ جاني‌ و ناموسي‌ براي‌ زنان‌ وجود ندارد.»

      نشريه‌ آمريكايي‌ ريدرز دايجست‌:

     «هرساله‌ 350هزار دختر نوجوان‌ آمريكايي‌ در سنين‌ بين‌ پانزده‌ تا نوزده‌سال‌ دورة‌ دبيرستان‌ به‌ سبب‌ ارتباط‌هاي‌ نامشروع‌ فرزندان‌ غيرقانوني‌ به‌ دنيامي‌آورند و اين‌ آمار در دهه‌هاي‌ اخير سال‌ به‌ سال‌ در حال‌ افزايش‌ است‌.»

      ويلسون‌ ،پزشك‌ آمريكايي‌:

     «در ايالات‌ متحده‌ از هر دوزن‌ يكي‌ در طول‌ زندگي‌ در معرض‌تهديد و تجاوز گروهي‌ بوده‌ كه‌ همراه‌ با مصرف‌ الكل‌ و مواد مخدرمي‌باشد.»

      «سالانه‌ بيش‌ از چهارصد هزار مورد سقط‌ جنين‌ در زنان‌ زير بيست‌ سال‌رخ‌ مي‌دهد كه‌ اكثراً در دختران‌ ازدواج‌ نكرده‌ آمريكايي‌ است‌ و70% اين‌دختران‌،حملات‌ جنسي‌ افراد و گروههاي‌ مستهجن‌ و هرزه‌ را تجربه‌مي‌كنند.»

      نيويورك‌ تايمز:

     «كارآگاهان‌ شخصي‌ بوش‌ هم‌ قادر به‌ مهار جنايات‌ وتعرض‌ به‌ خانم‌هاي‌جوان‌ ودختران‌ نيستند!و تنها رفتن‌ به‌ بيرون‌ از خانه‌ از ساعت‌ هشت‌ شب‌براي‌ زنان‌ ودختران‌ 100%مخاطره‌ آميز است‌.»

 

فصل‌ سوم‌:مقدمات‌ محرمات‌ جنسي‌

     زنا ولواط‌ وديگر محرمات‌ جنسي‌ در كشور ما كه‌ قبيح‌ وزشت‌ وممنوع‌بشمار مي‌رود ناشي‌ از اعمالي‌ است‌ كه‌ با كنترل‌ آنها مي‌توان‌ جلو اين‌محرمات‌ را گرفت‌.از جمله‌اعمالي‌ كه‌ مقدمة‌ روابط‌ نامشروع‌ را فراهم‌مي‌كند:

1-چشم‌ چراني‌

     اگر زن‌ و مرد بتوانند كنترل‌ چشم‌ خود را بطور صد در صد در اختيارداشته‌ باشند، از بسياري‌ از گناهان‌ و انحرافات‌ مصون‌ مي‌مانند. لذا خداوندفرموده‌ است‌:

«به‌ مردان‌ مؤمن‌ بگو كه‌ چشمان‌ خود را بپوشانند و اندامهاي‌ خود را ازحرام‌ حفظ‌ كنند كه‌ اين‌ برايشان‌ پاكيزه‌تر است‌. و به‌ زنان‌ مؤمنه‌ بگو كه‌چشمهاي‌ خود را بپوشانند و اندامهاي‌ خود را از ناروا حفظ‌ نمايند».

درحديث‌ از پيامبر6 است‌ كه‌ فرمود:

«لكل‌ عضو من‌ ابن‌ آدم‌ حظ‌ٌ من‌ الزنا فالعين‌ زناه‌ النظر»

«هر يك‌ از اعضاي‌ فرزندان‌ آدم‌ حظ‌ و بهره‌اي‌ از زنا دارد كه‌ زنان‌ دو چشم‌نگاه‌ كردن‌ است‌».

ز دست‌ ديده‌ و دل‌  هر دو فريادهر آنچه‌ ديده‌ بينه‌ دل‌ كنه‌ ياد

بسازم‌ خنجري‌ نيشش‌ ز فولادزنم‌ بر ديده‌ تا دل‌ گردد آزاد

رسول‌ خدا6 فرمود:

«اَلنَّظَرَة‌ُ سَهم‌ٌ مَسْمُوم‌ٌ مِن‌ْ سِه'ام‌ِ ابليس‌».

«نگاه‌ به‌ نامحرم‌، تيري‌ از تيرهاي‌ مسموم‌ شيطان‌ است‌».

     گفته‌اند شخصي‌ بود چشم‌چران‌ كه‌ درب‌ مغازه‌ خود در حالي‌ كه‌ به‌ هرزن‌ و دختري‌ كه‌ عبور مي‌كرد تا جائي‌ كه‌ مي‌توانست‌ نگاه‌ مي‌نمود، ذكر لااله‌ الاّ اللّه‌ مي‌گفت‌! يك‌ روز يك‌ نفر مشتري‌ نزد او آمد و از اين‌ حالت‌مغازه‌دار با خبر شد. جنسي‌ را خواست‌ و مغازه‌دار رفت‌ تا جنس‌ را بياورد.در اين‌ حين‌ خانمي‌ عبور كرد. مغازه‌دار جنس‌ را آورد و دست‌ مشتري‌ داد.مشتري‌ گفت‌: شما كه‌ رفتيد اين‌ را بياوريد، يك‌ لا اله‌ الاّ اللّه‌ عبور كرد!

او جواب‌ داد: عجب‌ سبحان‌ اللّه‌!.

پيامبر6 فرمود:

     «اگر از آسمان‌ بيفتم‌ و دو نيم‌ شوم‌ برايم‌ بهتر است‌ كه‌ به‌ عورت‌شخصي‌ نگاه‌ كنم‌ يا شخصي‌ به‌ عورت‌ من‌ نظر نمايد!».

     «امام‌ صادق‌(ع‌):اگر شخصي‌ چشمش‌ به‌ زني‌ نامحرم‌ بيافتدوازاوچشم‌ بردارد وبه‌ آسمان‌ نظر كند ويا چشم‌ خودرا ببندد، هنوزچشم‌ برهم‌ نزده‌ كه‌ خداوند حورالعيني‌ به‌ او تزويج‌ كند.»

2-برهنگي‌ وبي‌ حجابي‌

 «و به‌ زنان‌ با ايمان‌ بگو: چشم‌ از نگاه‌ به‌ مردان‌ اجنبي‌ فروبندند و عفت‌خويش‌ را حفظ‌ كنند و زينت‌ خود را جز آنچه‌ آشكار است‌، ظاهرنسازند، و بايد اطراف‌ روسريهاي‌ خود را به‌ سينه‌هايشان‌ بياندازند وزينت‌ خويش‌ را آشكار نكنند مگر براي‌ شوهرانشان‌ يا پدران‌ و پدرشوهران‌ يا پسران‌ و يا پسر شوهران‌ و يا برادران‌ و يا خواهرزادگان‌ و يابرادر زادگان‌ و يا زنان‌ و يا غلامان‌ و يا افراد ناتوان‌ از شهوت‌ همچون‌پيرمردان‌ كه‌ به‌ زنان‌ تمايلي‌ ندارند و يا كودكاني‌ كه‌ از اسرار زنان‌ خبرندارند و مبادا پاي‌ خود را به‌ زمين‌ بكوبند تا آنچه‌ از زينتشان‌ پنهان‌ است‌،ظاهر شود. و اي‌ گروه‌ مومنان‌! همگي‌ بسوي‌ خدا توبه‌ كنيد شايد رستگارشويد».

«در آية‌ فوق‌ چهار حكم‌ بيان‌ شده‌ است‌:

1ـ زنها نبايد زينتهاي‌ پنهان‌ خود را (مانند گوشواره‌، خلخال‌، موي‌ سر،لباسهاي‌ زينتي‌) آشكار نكنند، مگر آن‌ مقدار كه‌ طبيعتاً آشكار است‌(مانند انگشتر، خضاب‌ دست‌ و...).

2ـ بايد دامنة‌ روسري‌ يا مقنعه‌ را بر روي‌ سينه‌ و گردن‌ بيندازند.

3ـ زينتهاي‌ خود را فقط‌ براي‌ دوازده‌ نفر مي‌توانند آشكار كنند (البته‌ عموو دائي‌ در آيات‌ ديگر آمده‌ است‌).

4ـ موقع‌ راه‌ رفتن‌ پاهاي‌ خود را بر زمين‌ نزنند تا زينتها آشكار شود (وباعث‌ جلب‌ توجه‌ نامحرم‌ گردد، مثل‌ كفشهاي‌ پاشنه‌ بلند كنوني‌ وخلخالهاي‌ زمان‌ پيامبر6).

«از امام‌ ششم‌7 پرسيدند: كدام‌ قسمت‌ بدن‌ زن‌ براي‌ نامحرم‌ ديدنش‌حلال‌ است‌؟ فرمود: صورتش‌ و دو پايش‌ و دو دستش‌».

     زن‌ گوهري‌ است‌ كه‌ بايد خود را از دستبرد نامحرمان‌ دور نگه‌ دارد. زني‌كه‌ با حجاب‌ در كوچه‌ و خيابان‌ ظاهر مي‌شود، هم‌ ارزش‌ خود را بالا مي‌بردو هم‌ آسيبي‌ به‌ سلامت‌ رواني‌ و اخلاقي‌ جامعه‌ وارد نمي‌كند. و خانمي‌ كه‌رعايت‌ حجاب‌ اسلامي‌ را نمي‌كند هم‌ ارزش‌ خود را پائين‌ مي‌آورد و هم‌مانند ميكربي‌ است‌ كه‌ ديگران‌ را آلوده‌ و مريض‌ مي‌كند.

     شهيد مطهري‌ نظراتي‌ در مورد حجاب‌ دارد كه‌ به‌ بعضي‌ از آنها اشاره‌مي‌شود :

     «ريشة‌ اصلي‌ واجب‌ بودن‌ پوشش‌ براي‌ زن‌ در اسلام‌، اين‌ است‌ كه‌ اسلام‌مي‌خواهد انواع‌ لذتهاي‌ بصري‌ و لمسي‌ و انواع‌ ديگر لذت‌ جنسي‌، محدودبه‌ محيط‌ خانواده‌ و در كادر ازدواج‌ اختصاص‌ يابد و اجتماع‌ منحصراً براي‌كار و فعاليت‌ باشد. برخلاف‌ سيستم‌ غربي‌ كه‌ كار و فعاليت‌ را با لذت‌جوئي‌هاي‌ جنسي‌، بهم‌ مي‌آميزند».

«علت‌ اينكه‌ دستور پوشش‌ اختصاص‌ به‌ زنان‌ يافته‌ براي‌ اين‌ است‌ كه‌ ميل‌به‌ خودنمائي‌ و خودآرائي‌ مخصوص‌ زنان‌ است‌. از نظر تصاحب‌ قلبها ودلها، مرد شكار و زن‌ شكارچي‌ است‌ همچنانكه‌ از نظر تصاحب‌ جسم‌ وتن‌، زن‌ شكار و مرد شكارچي‌ است‌! ميل‌ زن‌ به‌ خودآرائي‌ از اين‌ نوع‌ حس‌شكارچي‌گري‌ او ناشي‌ مي‌شود».

     «اسلام‌ نمي‌گويد كه‌ زن‌ از خانه‌ بيرون‌ نرود و نمي‌گويد كه‌ حق‌ تحصيل‌علم‌ و دانش‌ را ندارد، بلكه‌ علم‌ و دانش‌ را فريضة‌ مشترك‌ زن‌ و مرد دانسته‌است‌. اسلام‌ فعاليت‌ اقتصادي‌ خاصي‌ را براي‌ زن‌ تحريم‌ نمي‌كند.اسلام‌هرگز نمي‌خواهد زن‌ بيكار و بي‌عار بنشيند و وجودي‌ عاطل‌ وباطل‌ بار آيد.پوشاندن‌ صورت‌ و دستها، مانع‌ هيچ‌ گونه‌ فعاليت‌ فرهنگي‌ يا اجتماعي‌ يااقتصادي‌ نيست‌. آنچه‌ موجب‌ فلج‌ كردن‌ نيروي‌ اجتماع‌ است‌، آلوده‌ كردن‌محيط‌ كار به‌ لذت‌ جوئي‌هاي‌ شهواني‌ است‌».

     يكي‌ از ايرادات‌ به‌ مسئلة‌ حجاب‌ اين‌ است‌ كه‌ حجاب‌ موجب‌ سلب‌حق‌ آزادي‌ كه‌ يك‌ حق‌ طبيعي‌ بشري‌ است‌ مي‌گردد ونوعي‌ توهين‌ به‌حيثيت‌ انساني‌ زن‌ بشمار مي‌رود. در جواب‌ بايد گفت‌ كه‌ فرق‌ است‌ بين‌زنداني‌ كردن‌ زن‌ و بين‌ موظف‌ داشتن‌ او به‌ اينكه‌ در مواجه‌ شدن‌ با مردبيگانه‌، پوشش‌ داشته‌ باشد. اگر رعايت‌ پاره‌اي‌ از مصالح‌ اجتماعي‌، زن‌ يامرد را مقيّد سازد كه‌ در معاشرت‌ روش‌ خاصي‌ را اتخاذ نمايند و طوري‌ راه‌بروند كه‌ آرامش‌ ديگران‌ را بر هم‌ نزنند و تعادل‌ اخلاقي‌ را از بين‌ نبرند، چنين‌مطلبي‌ را زنداني‌ كردن‌ و سلب‌ آزادي‌ نمي‌نامند. چطور اگر مردي‌ با بدن‌برهنه‌ از خانه‌ بيرون‌ آيد، پليس‌ جلو او را مي‌گيرد و به‌ عنوان‌ عمل‌ منافي‌حيثيت‌ اجتماعي‌ او را جلب‌ مي‌كند، اين‌ كار پليس‌ را ضد آزادي‌ و زنداني‌كردن‌، تلقي‌ نمي‌ كنند!

رسولخدا6 در معراج‌، در هنگام‌ بازديد از جهنم‌ ديدند كه‌:

«زني‌ را به‌ موي‌ سرش‌ آويزان‌ كرده‌ بودند و او مغز سرش‌ را مي‌جويد! ازجبرئيل‌ در باره‌ او پرسيدم‌ فرمود: او در دنيا موي‌ سر خود را از نامحرم‌نمي‌پوشانده‌ است‌.»

      پوشيدن‌ لباسهاي‌ مردانه‌ به‌ تهييج‌ قواي‌ جنسي‌ زن‌ ومرد كمك‌ مي‌كند.زن‌ شايسته‌ است‌ در برابر مردان‌ و پسران‌ (غير از شوهر) لباسهائي‌ بپوشد كه‌برجستگيهاي‌ بدن‌ او را بپوشاند.

     حال‌ اگر زني‌ لباسهاي‌ مردانه‌ بپوشد، آنوقت‌ چشمهاي‌ زيادي‌ را بطرف‌خود جلب‌ مي‌كند و باعث‌ فتنه‌هاي‌ زيادي‌ مي‌شود. بطوري‌ كه‌ گاهي‌ بعضي‌از محارم‌ مثل‌ برادر و دائي‌ و غيره‌ را تحت‌ تأثير خود قرار داده‌ و كار به‌جاهاي‌ باريك‌ مي‌كشد و آبروهاي‌ خيلي‌ را برباد مي‌دهد! همان‌ گونه‌ كه‌ دركشورهاي‌ غربي‌، از ناحيه‌ پدر و مادر و بقيه‌ محارم‌، ارتباطات‌ نامشروع‌ بافرزندان‌ برقرار كرده‌اند.

بي‌ حجابي‌ مبدأ بي‌ عفتي‌ است‌بدنگاهي‌ علت‌ هر ذلتي‌ است‌.3-كتابها ونشريات‌ وفيلمهاي‌ فاسد

     عده‌اي‌ از نويسندگان‌ وفيلم‌ سازان‌ با نوشتن‌ كتابهاي‌ فاسد جنسي‌وساختن‌ فيلمهاي‌ مستهجن‌ به‌ فساد جوانان‌ وافراد جامعه‌ كمك‌ بزرگي‌مي‌نمايند!در سال‌ 1381از كل‌ كتابهايي‌ كه‌ درايران‌ منتشر شدند فقط‌ سي‌درصد آن‌ سالم‌ تشخيص‌ داده‌ شدند وبقيه‌ به‌ نحوي‌ در اشاعه‌ فساد جنسي‌نقش‌ داشته‌اند!همچنين‌ فيلمهاي‌ سينمائي‌ ساخته‌ شده‌ نيز به‌ دودسته‌تقسيم‌ شده‌اند.فيلمهائي‌ كه‌ سالم‌ ومفيد بود وبا ديدن‌ آنها هر ايراني‌مسلمان‌ احساس‌ غرور مي‌نمايد ومتأسفانه‌ فيلمهائي‌ كه‌ منحرف‌ كننده‌ بوده‌وجوانان‌ را به‌ شهوات‌ ومفاسد بطور غير مستقيم‌ دعوت‌ مي‌كند.

     انسان‌ پاك‌ كسي‌ است‌ كه‌ از اين‌ كتابها وفيلمهاي‌ فاسد فاصله‌ بگيردوچشم‌ خود را كه‌ همانند دوربين‌ فيلمبرداري‌ تمام‌ صحنه‌ها را در خودضبط‌ مي‌كند سپس‌ افكار انسان‌ بر پايه‌ اين‌ تصويرات‌ تقريبا شكل‌مي‌گيرد،بر روي‌ اين‌ گونه‌ كتابها وفيلمها ببندد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم تیر 1390ساعت 0:11  توسط علی  |